فراتحلیل متغیرهای روان‌شناختی همبسته با حجاب و عفاف

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی، پژوهشکده زن و خانواده، قم، ایران

2 استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب دانشکده زن و خانواده، قم، ایران.

چکیده

حجاب و عفاف به‌عنوان یک پدیده فردی- اجتماعی، با متغیرهای روانی و اجتماعی در ارتباط است. هدف از پژوهش حاضر فراتحلیل متغیرهای روان‌شناختی همبسته با حجاب و عفاف در دو دهه 1377 تا 1397 است. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش گردآوری داده‌‌ها توصیفی است و در اجرای آن از دو روش مرور نظام‌مند و فراتحلیل استفاده شد. برای تحلیل آماری داده‌ها از نرم‌افزار فراتحلیل جامع (CMA2) استفاده گردید. جامعه در این پژوهش، مدارک منتشرشده در بانک‌های اطلاعاتی جهاد دانشگاهی، پورتال جامع علوم انسانی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، بانک اطلاعات نشریات کشور، پایگاه مجلات تخصصی نور و پایگاه سیویلیکا بود. تعداد 22 مدرک براساس ملاک‌های ورود و خروج و تأیید دو ارزیاب بر اساس مقیاس نیوکاسل- اتاوا وارد فراتحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد میانگین اندازه اثر کلی مطالعات در حوزه عوامل روان‌شناختی برای مدل اثرات ثابت برابر 4/0 و مدل اثرات تصادفی 337/0 می‌باشد که هر دو در سطح 001/0 معنادار است. میانگین اندازه اثر کلی مطالعات در حوزه پیامدهای روان‌شناختی برای مدل اثرات ثابت برابر 333/0 و مدل اثرات تصادفی 359/0 می‌باشد که اولی در سطح 001/0 و دومی در سطح 04/0 معنادار است. درنتیجه، عوامل روان‌شناختی از جمله سازه‌های روانی و ویژگی‌های شخصیتی درون‌زاد فرد و ویژگی‌های برون‌زاد حاصل از تربیت‌ خانوادگی که در درجات و ضرایب مختلف در افراد نمایان می‌شود بر وضعیت حجاب و عفاف تأثیرگذار است. همچنین حجاب و عفاف بر برخی مؤلفه‌های روان‌شناختی مانند سلامت روان، آرامش و امنیت روانی و اجتماعی تأثیرگذار است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Meta-analysis of psychological variables associated with hijab and chastity

نویسندگان [English]

  • Abas Aynechi 1
  • Somayeh Arab Khorasani 2
1 Department of Psychology, Women and Family Research Institute, Qom, Iran
2 Assistant Professor, University of Religions and Religions, Faculty of Women and Family, Qom, Iran.
چکیده [English]

Hijab and chastity as an individual-social phenomenon are related to psychological and social variables. The purpose of this study is to meta-analyze the psychological variables associated with hijab and chastity in the two decades of 1377 to 1397. This research is applied based on purpose and descriptive based on data collection method. In its implementation, two methods of systematic review and meta-analysis were used. Comprehensive meta-analysis software (CMA2) was used for statistical analysis of data. The population in this study was the documents published in the databases of Jihad Daneshgahi, the Comprehensive Portal of Humanities, the Iranian Institute of Information Science and Technology, the database of Iranian publications, the Noor specialized journals database and the Civilica database. Twenty-two documents were meta-analyzed based on entry and exit criteria and validated by two evaluators based on the Newcastle-Ottawa scale. The results show that the average overall effect size of studies in the field of psychological factors for the fixed effects model is 0.4 and the random effects model is 0.337, both of which are significant at the level of 0.001. The average size of the overall effect of studies in the field of psychological consequences for the fixed effects model is 0.333 and the random effects model is 0.359, the former is significant at the level of 0.001 and the latter at the level of 0.04. As a result, psychological factors such as psychological structures and endogenous personality traits of the individual and exogenous traits resulting from family upbringing that appear in different degrees and coefficients in individuals affect the state of hijab and chastity. Hijab and chastity also affect some psychological components such as mental health, peace and psychological and social security.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Hijab
  • Chastity
  • Psychological factors
  • Meta-analysis

فراتحلیل متغیرهای روان‌شناختی همبسته با عفاف و حجاب

عباس آینده‌چی[1] | سمیه عرب‌خراسانی[2]

 

چکیده

حجاب و عفاف به‌عنوان یک پدیده فردی- اجتماعی، با متغیرهای روانی و اجتماعی در ارتباط است. هدف از پژوهش حاضر فراتحلیل متغیرهای روان‌شناختی همبسته با حجاب و عفاف در دو دهه 1377 تا 1397 است این پژوهش براساس هدف، کاربردی و بر اساس روش گردآوری داده‌‌ها توصیفی است و در اجرای آن از دو روش مرور نظام‌مند و فراتحلیل استفاده شد. برای تحلیل آماری داده‌ها از نرم‌افزار فراتحلیل جامع (CMA2) استفاده شد. جامعه در این پژوهش، مدارک منتشرشده در بانک‌های اطلاعاتی جهاد دانشگاهی، پورتال جامع علوم انسانی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، بانک اطلاعات نشریات کشور، پایگاه مجلات تخصصی نور و پایگاه سیویلیکا بود. تعداد تعداد 16 مدرک براساس ملاک‌های ورود و خروج  و تأیید دو ارزیاب بر اساس مقیاس نیوکاسل- اتاوا وارد فراتحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد میانگین اندازه اثر کلی مطالعات در حوزه عوامل روان‌شناختی برای مدل اثرات ثابت برابر 4/0 و مدل اثرات تصادفی 337/0 بود که هر دو در سطح 001/0 معنادار است. میانگین اندازه اثر کلی مطالعات در حوزه پیامدهای روان‌شناختی برای مدل اثرات ثابت برابر 333/0 و مدل اثرات تصادفی 359/0 بود که اولی در سطح 001/0 و دومی در سطح 04/0 معنادار است. درنتیجه، عوامل روان‌شناختی از جمله سازه‌های روانی و ویژگی‌های شخصیتی درون‌زاد فرد و ویژگی‌های برون‌زاد حاصل از تربیت‌ خانوادگی که در درجات و ضرایب مختلف در افراد نمایان می‌شود با وضعیت حجاب و عفاف مرتبط  است. همچنین حجاب و عفاف بر برخی مؤلفه‌های روان‌شناختی مانند سلامت روان، آرامش و امنیت روانی و اجتماعی تأثیرگذار است.

کلیدواژه‌‌ها: عفاف، حجاب، عوامل روان‌شناختی، فراتحلیل.

 

[1]. نویسنده مسئول: استادیار، عضو هیئت علمی گروه روان‌شناسی، پژوهشکده زن و خانواده، قم، ایران.

                                                                                                                  ab.ayenehchi@yahoo.com

[2]. استادیار، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده زن و خانواده، قم، ایران.

مقدمه

روش پژوهش

این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش گردآوری داده‌‌ها توصیفی است. با توجه به اهداف پژوهش از دو روش مرور نظام‌مند و فراتحلیل استفاده شد. مرور نظام‌مند نوعی مرور ادبیات درباره موضوع مشخص علمی است. در مرور نظام‌مند روش‌های معینی برای جست‌وجو در ادبیات و ارزیابی تک‌تک تحقیقات به کار می‌رود تا با استفاده از ابزارهای مناسب تمامی شواهد تحقیقات مهم مرتبط با سؤال پژوهش شناسایی، ارزیابی، انتخاب و ترکیب شود (میروشپرد[1]، 2011). همچنین فراتحلیل یک اصطلاح کلی برای توصیف فنون آماری است که به پژوهشگران امکان می‌دهد الگوی یافته‌های حاصل از انواع مطالعات منتشرشده را در مورد یک پرسش پژوهشی تحلیل کند (هویت و کرامر[2]، 1396، ص446). فراتحلیل تکنیکی آماری است که به‌جای یک فرضیه پژوهشی خاص به ترکیب حجم اثرهای حاصل از انجام پژوهش‌های مختلف می‌پردازد. در این روش، پژوهشگر با ثبت ویژگی‌ها و یافته‌های توده‌ای از پژوهش‌ها، در قالب مفاهیم کمی، آن‌ها را آماده استفاده از روش‌های نیرومند آماری می‌کند. اصل اساسی در این روش عبارت است از ترکیب نتایج تحقیقات مختلف و استخراج نتایج جدید و منسجم و حذف آنچه موجب سوگیری در نتایج نهایی می‌شود. برای تحلیل آماری داده‌ها از نرم‌افزار فراتحلیل جامع[3] (CMA2) استفاده شد.

در این بخش از مطالعه مروری که با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حجاب انجام شد، داده‌های مطالعه از مدارک منتشرشده از بانک‌های اطلاعاتی جهاد دانشگاهی و مرکز اسناد ایران (‌SID)، پورتال جامع علوم انسانی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایران داک)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگ­یران)، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز) و پایگاه سیویلیکا در دو دهه اخیر بازیابی شدند. پالایش و غربال‌گری مدارک شناسایی‌شده اقدام شد. همان‌طور که در  روندنما ورود مقالات به مطالعه (شکل 1) مشاهده می‌شود در پالایش مدارک، ابتدا به حذف مدارک تکراری اقدام و سپس بر اساس ملاک‌های ورود و خروج، مجموعه 22 مدرک پژوهشی به‌منظور فراتحلیل غربال شد. روندنمای غربال‌گری و انتخاب مدارک دارای صلاحیت در شکل (1) ارائه شده است. ملاک‌های ورود و خروج عبارت‌اند از:

  • داخلی بودن پژوهش‌ها،
  • انتشار در دو دهه اخیر (1397-1377)،
  • مرتبط بودن با موضوع پژوهش،
  • تحلیل روان‌شناختی یا جامعه‌شناختی مرتبط با موضوع پژوهش،
  • رعایت استانداردهای روش‌شناختی (جامعه، نمونه، روش نمونه‌گیری، روش گردآوری داده‌ها، روش تحلیل داده‌ها)،
  • حاوی داده‌های شفاف،
  • پژوهش‌های با متن کامل (حذف گزارش کنفرانس‌ها)،
  • عدم تکرار،
  • جدیدترین و کامل‌ترین نسخه‌ها و کنار گذاشتن نسخه‌های قدیمی و ناکامل،
  • حذف پایان‌نامه‌هایی که مقالات مستخرج از آن‌ها در دسترس است،
  • تأیید ارزیابان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1. روندنما ورود مدارک به مطالعه

در بررسی ابتدایی از تعداد 511 مدرک تعداد 89 مدرک به دلیل تکراری بودن حذف شدند. از مجموع 422 مدرک باقیمانده 295 مدرک به دلیل غیر کمی بودن حذف شدند. این مدارک شامل مدارک کیفی، مدارک مربوط به حوزه‌های بررسی دینی بودند. از مجموع 127 مدرک کمی، 20 مدرک شامل 12 مقاله،  5 رساله و 3 طرح پژوهشی به دلیل فقدان متن کامل حذف شدند.
91 مدرک به دلیل مشکلات روش‌شناختی، عدم اعتبار داده‌ها، وجود داده‌های توصیفی و غیرمرتبط حذف شد و در نهایت 16 مدرک باقی ماند که در جدول شماره 1 ارائه شده است.

جدول 1. مدارک بازیابی شده با موضوع متغیرهای همبسته با حجاب و عفاف

ردیف

عنوان

پژوهشگران

مکان و زمان انتشار

1

بررسی رابطه عفاف، حجاب و تیپ‌های شخصیتی در دانشجویان

سوسن کنگاوری؛

راضیه موزرمی‌نیا؛

محمد داودی؛ ملک‌حسن حسینی

همایش نگرش علمی و کاربردی به عفاف و حجاب، ۱۳۹۶

2

بررسی رابطه جهت­گیری مذهبی با نگرش به حجاب و خودمهارگری در دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی

سیده فاطمه صدر، عبداله معتمدی

روان­شناسی و دین، 1394

3

عوامل مؤثر بر بدحجابی دختران دانشگاه شهید باهنر کرمان

سیدحمیدرضا علوی، رضیه حجتی

تربیت اسلامی، 1386

4

بررسی عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح حجاب و عفاف(موردمطالعه: دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر)

لیلا افسری

علوم رفتاری، 1391

5

بررسی رابطه بین ابعاد عزت‌نفس و نگرش به حجاب در بین دانشجویان زن متأهل و مجرد دانشگاه پیام نور واحد اهواز

مریم اسدی،
مرضیه مشعل‌پور،
زهرا عبادی،
سارا موسوی،
محمد زربخش

اسلام و علوم اجتماعی، 1397

6

بررسی نقش تربیت اخلاقی در رعایت حجاب دانشجویان دختر دانشگاه کاشان

مریم عسکریان بیدگلی؛ زینب‌السادات اطهری و حسین ستار

دانشگاه کاشان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی، 1395

7

بررسی ارزش‌ها و ویژگی‌های شخصیتی دختران با حجاب و بدحجاب

زهره انوری؛ سیدصدرالدین شریعتی و عبداله شفیع‌آبادی

دانشگاه علامه طباطبائی - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، 1389

8

تأثیر استفاده از گروه‌های مطالعاتی هدایت‌شده با محتوای دینی و اخلاقی بر عزت‌نفس، مسئولیت‌پذیری، حجاب و عفاف و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر

فهیمه بهزادی نیا؛ محمود سعیدی‌رضوانی؛ سیدمحسن اصغری نکاح و حسین باغگلی

دانشگاه فردوسی مشهد - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، 1394

9

بررسی علل بدحجابی در دختران مراکز پیش‌دانشگاهی شهر کرمان

محبوبه جوادی نجف‌آبادی؛ گل‌بابا سعیدی و فرشته کردستانی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، 1390

10

بررسی عوامل مرتبط با رعایت حجاب دختران دانشجو دانشگاههای شهر کرمان

معصومه لاهوتی؛ سیدحمیدرضا علوی ؛ یدالله جوادی

دانشگاه شهید باهنر کرمان - دانشکده ادبیات، 1388

11

بررسی رابطه عفاف، حجاب و سلامت روانی در دانش آموزان دختر شهرستان بیجار

راضیه موزرمی نیا؛ سوسن کنگاوری؛ محمد داودی؛ ملک حسن حسینی

همایش نگرش علمی و کاربردی به عفاف و حجاب، ۱۳۹۶

12

رابطه بین متغیرهای پایبندی به حجاب، تصور از خود و سلامت روان

محمد زارعی توپخانه، سیده خدیجه مرادیانی گیزهرود، عباسعلی هراتیان

روان‌شناسی و دین، 1393

13

تأثیر رعایت حجاب بر عزت‌نفس در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قزوین

فاطمه سفیدی، رؤیا مافی، فاطمه قدیمی، مریم طاهرپور

فرهنگ در دانشگاه اسلامی، 1392

14

مقایسه مصونیت اجتماعی و سلامت روانی زنان باحجاب و بدحجاب

غلامحسین انتصار فومنی، سحر کاوندی، نقی کمالی، منصوره انتصار فومنی، فاطمه انتصار فومنی

زن و مطالعات خانواده، 1393

15

تحلیل جامعه شناختی تأثیر حجاب بر آرامش روانی دختران دبیرستانی (مطالعه موردی:شهرستان دهلران 1390)

حسن مومنی، عسگر نورالله زاده، گودرز بهمنی

فصلنامه توسعه انسانی، 1390

16

رابطه عفاف و حجاب با امنیت فردی و اجتماعی دختران جوان بیرجند در سال 1390

یحیی محمدی، سیما کاظمی، فرشته اسدزاده

فصلنامه دانش انتظامى، 1391

 

به منظور کاهش سوگیری، کیفیت مقالات توسط دو ارزیاب مستقل با استفاده از چک‌لیستی از ملاک‌های ورود و خروج و همچنین بر اساس مقیاس نیوکاسل- اتاوا[4]، مورد ارزیابی قرار گرفت. مقیاس نیوکاسل- اتاوا ابزاری است که برای ارزیابی کیفیت مطالعات غیر تصادفی در یک بررسی مروری نظام‌مند و یا فراتحلیل مورد استفاده قرار می‌گیرد. با استفاده از ابزار، هر مطالعه بر روی هشت ماده داوری می‌شود که به سه گروه طبقه‌بندی می‌شوند: فرایند انتخاب گروه‌های مطالعه؛ مقایسه‌پذیری گروه‌ها، و تعیین میزان قرار گرفتن در معرض یا نتیجه مورد نظر. این ابزار با همکاری دانشگاه نیوکاسل استرالیا[5] و دانشگاه اتاوا کانادا[6]، با استفاده از یک فرآیند دلفی[7] برای تعریف متغیرهای استخراج داده‌ها تهیه شده است. نمره‌گذاری مقیاس بر اساس عدد یک یا ستاره در صورت اشاره کردن به موارد در نظر گرفته‌شده در مقیاس و عدد صفر یا بدون ستاره در صورت عدم اشاره صورت می‌گیرد. ستارگان اهدا شده برای هر مورد با کیفیت، به‌عنوان یک ارزیابی بصری سریع عمل می‌کنند. جهت ارزیابی کیفیت و انتخاب، مدارکی که نمره کمتر از چهار داشتند، به‌عنوان مدارک با کیفیت پایین در نظر گرفته شدند. در موارد عدم توافق نظر بین دو ارزیاب درباره برخی از مدارک، با گفتگو و بررسی استدلال‌ هر یک از ارزیاب‌ها، جمع‌بندی و نتیجه‌گیری شد. بر اساس ملاک‌های مذکور و بررسی نقاط قوت و ضعف مدارک، تعداد دوازده مدرک از فرایند بررسی خارج شد و تعداد بیست‌وشش مدرک دارای صلاحیت برای بررسی مروری تشخیص داده شدند. مهم‌ترین دلایل حذف مدارک عبارت بودند از: مشکلات روش‌شناختی از قبیل نمونه و نمونه‌گیری، عدم اعتبار و روایی ابزار گردآوری داده‌ها، عدم شفافیت و صحت داده‌ها و یافته‌ها و همچنین ضعف در تبیین منطقی یافته‌ها.

شاخص‌های اندازه اثر

یک دسته از متغیرهایی که در پژوهش‌ها مورد تحلیل قرار گرفته است، عوامل روان‌شناختی مؤثر بر حجاب می‌باشد. فراتحلیل متغیرهای روان‌شناختی همبسته با حجاب بر اساس مدارک انتخاب‌شده در جدول(2) ارائه شده است.

جدول 2. داده‌های فراتحلیل متغیرهای روان‌شناختی همبسته با حجاب

متغیرها

مقادیر همبستگی (R)

مقادیر

نمره Z

اندازه

استاندارد (SE)

روان‌آزرده‌گرایی و بعد اجتماعی حجاب

68/0-

829/0-

090/0

برون‌گرایی و بعد اجتماعی حجاب

25/0

255/0

090/0

گشودگی و بعد اجتماعی حجاب

12/0-

121/0-

090/0

موافق بودن و بعد اجتماعی حجاب

43/0

460/0

090/0

با وجدان بودن و بعد اجتماعی حجاب

48/0

523/0

090/0

روان‌آزرده‌گرایی و بعد فردی حجاب

14/0-

141/0-

090/0

برون‌گرایی و بعد فردی حجاب

28/0

288/0

090/0

گشودگی و بعد فردی حجاب

46/0-

497/0-

090/0

موافق بودن و بعد فردی حجاب

27/0

277/0

090/0

با وجدان بودن و بعد فردی حجاب

38/0

400/0

090/0

روان‌آزرده‌گرایی و بعد احکام شرعی حجاب

15/0

151/0

090/0

برون‌گرایی و بعد احکام شرعی حجاب

13/0

131/0

090/0

گشودگی و بعد احکام شرعی حجاب

54/0-

604/0-

090/0

موافق بودن و بعد احکام شرعی حجاب

24/0

245/0

090/0

با وجدان بودن و بعد احکام شرعی حجاب

14/0

141/0

090/0

روان‌آزرده‌گرایی و نمره کل حجاب

24/0-

245/0-

090/0

برون‌گرایی و نمره کل حجاب

27/0

277/0

090/0

گشودگی و نمره کل حجاب

49/0-

536/0-

090/0

موافق بودن و نمره کل حجاب

38/0

400/0

090/0

با وجدان بودن و نمره کل حجاب

4/0

424/0

090/0

خودمهارگری و بعد اجتماعی حجاب

22/0

224/0

051/0

خودمهارگری و بعد فردی حجاب

2/0

203/0

051/0

خودمهارگری و بعد احکام شرعی حجاب

17/0

172/0

051/0

عامل فردی

529/0

589/0

040/0

صداقت

123/0

124/0

040/0

میزان آگاهی به حجاب و میزان باور به حجاب

25/0

255/0

031/0

میزان آگاهی به حجاب و میزان التزام عملی به حجاب

17/0

172/0

031/0

میزان باور به حجاب و میزان التزام عملی به حجاب

39/0

412/0

031/0

میزان آگاهی به عفاف و میزان باور به عفاف

31/0

321/0

031/0

میزان آگاهی به عفاف و میزان التزام عملی به عفاف

18/0

182/0

031/0

میزان باور به عفاف و میزان التزام عملی به عفاف

49/0

536/0

031/0

عزت‌نفس

49/0

536/0

048/0

عزت‌نفس عمومی

96/0

946/1

048/0

عزت‌نفس خانوادگی

58/0

662/0

048/0

عزت‌نفس  اجتماعی

62/0

725/0

048/0

عزت‌نفس  تحصیلی

55/0

618/0

048/0

میزان رضایت از زندگی

25/0-

255/0-

043/0

تربیت اخلاقی و حجاب

88/0

376/1

054/0

عفت و حجاب

76/0

996/0

054/0

شرم و حیا و حجاب

74/0

950/0

054/0

غیرت و حجاب

5/0

549/0

054/0

وقار و متانت و حجاب

73/0

929/0

054/0

کرامت و حجاب

78/0

045/1

054/0

عزت و حجاب

77/0

020/1

054/0

میانگین اندازه اثر کلی برای مدل اثرات ثابت

4/0

میانگین اندازه اثر کلی مدل اثرات تصادفی

337/0

میانگین اندازه اثر کلی مطالعات در حوزه عوامل روانی برای مدل اثرات ثابت برابر 4/0 و مدل اثرات تصادفی 337/0 می‌باشد که هر دو در سطح 001/0 معنادار است. در جدول 2 دو دسته عوامل با اندازه اثر بزرگ و اندازه اثر متوسط مشاهده می‌شود. عوامل با اندازه اثر بزرگ به ترتیب از بزرگ‌ترین اثر عبارت‌اند از: عزت‌نفس عمومی (946/1)، تربیت اخلاقی (376/1)، کرامت (045/1)، عزت (020/1)، عفت (996/0)، شرم و حیا (950/0)، وقار و متانت (929/0)، روان‌آزرده‌گرایی (829/0-). عوامل با اندازه اثر متوسط به ترتیب از بزرگ‌ترین اثر عبارت‌اند از: عزت‌نفس  اجتماعی (725/0)، عزت‌نفس خانوادگی (662/0)، عزت‌نفس تحصیلی (618/0)، غیرت (549/0)، میزان باور به عفاف (536/0)، گشودگی (536/0-)، با وجدان بودن (424/0)، میزان باور به حجاب (412/0)، موافق بودن (400/0). از بین این عوامل، تیپ شخصیتی روان‌آزرده‌گرایی و گشودگی نسبت به تجربه اندازه اثر قابل‌توجه در جهت منفی بر گرایش به حجاب دارند. نکته دیگری که می‌توان در جدول مشاهده کرد این است که میزان آگاهی به حجاب (172/0) و عفاف (182/0) اندازه اثر بسیار ضعیف و در مقابل باور به حجاب (412/0) و باور به عفاف (536/0) اندازه اثر بالاتر دارند. همچنین این یافته‌ها نشان می‌دهند تربیت اخلاقی و تقویت شاخص‌های اخلاقی تأثیر بسزایی در حجاب و عفاف دارند. فاصله اطمینان اثر این مدارک در نمودار 1 نشان داده شده است.

 

نمودار 1. فاصله اطمینان اندازه اثر متغیرهای همبسته با حجاب

همان‌طور که در نمودار (1) مشاهده می‌شود اندازه اثر تمام مطالعات در سطح 95/0 معنادار هستند و میانگین اندازه اثر کلی تمام مدارک نیز در سطح 001/0 معنادار است. نمودار قیفی به‌منظور ارزیابی و تشخیص سوگیری انتشار نشان‌دهنده پراکندگی میانگین اثر تحقیقات حول محور میانگین است. همان‌طور که نمودار(2) نشان می‌دهد شکل شبیه قیف حاکی از عدم سوگیری انتشار است. 

 

نمودار 2. نمودار قیفی خطای استاندارد بر اساس z فیشر

برای بررسی ناهمگونی مطالعات از شاخص کیو استفاده شد. این شاخص با درجه آزادی (K-1) برابر 84/3221 محاسبه شد که در سطح 001/0 معنادار است و مقدار پایین P-value حاکی از ناهمگونی مطالعات می‌باشد. آماره I² برابر 66/98 نیز نشانگر ناهمگونی در مطالعات است. بدین ترتیب مطالعات مورد تحلیل در یک اندازه اثر حقیقی مشترک هستند و تفاوت‌های اندازه ناشی از خطای نمونه‌گیری می‌باشد. بر اساس مدل اثر ثابت برآورد نقطه‌ای و فاصله اطمینان 95 درصد برای مطالعات ترکیبی (387/0 و 412/0) 400/0 و بر اساس مدل اثر تصادفی (212/0 و 450/0) 337/0 است. آزمون N ایمن از خطای روزنتال تعداد تحقیقات گم‌شده را محاسبه می‌کند که لازم است به تحلیل‌ها اضافه شود تا عدم معناداری آماری اثر کلی به دست آید. این فراتحلیل شامل 44 داده است که مقدار Z برابر 555/47 و ارزش p دو دامنه آن برابر با  001/0 را نشان می‌دهد. از آنجا که نتیجه ترکیبی از نظر آماری معنادار است، N اهمیت داشته و باید تعداد 586 تحقیق به مطالعات اضافه شود تا مقدار p دو دامنه بزرگ‌تر از 05/0 شود. 

یک دسته دیگر از متغیرهایی که در پژوهش‌ها مورد تحلیل قرار گرفته است، پیامدهای روان‌شناختی حجاب می‌باشد. فراتحلیل پیامدهای روان‌شناختی همبسته با حجاب بر اساس مدارک انتخاب‌شده در جدول 3 ارائه شده است.

جدول 3. داده‌های فراتحلیل پیامدهای روان‌شناختی همبسته با حجاب

منبع

متغیرها

مقادیر همبستگی (R)

مقادیر

نمره Z

اندازه

استاندارد (SE)

منبع شماره 11

گرایش به حجاب و سلامت روان

215/0-

218/0-

103/0

منبع شماره 12

پایبندی به حجاب و تصور از خود

13/0

131/0

051/0

منبع شماره 12

پایبندی به حجاب و سلامت روانی

25/0-

255/0-

051/0

منبع شماره 15

اهمیت دادن به حجاب و آرامش روان

56/0

633/0

058/0

منبع شماره 15

پوشش والدین و آرامش روان

59/0

678/0

058/0

منبع شماره 15

الگوپذیری حجاب و آرامش روان

42/0

448/0

058/0

منبع شماره 16

گرایش به حجاب و امنیت فردی

836/0

208/1

075/0

 

میانگین اندازه اثر کلی مطالعات در حوزه پیامدهای روان‌شناختی برای مدل اثرات ثابت برابر 333/0 و مدل اثرات تصادفی 359/0 می‌باشد که اولی در سطح 001/0 و دومی در سطح 04/0 معنادار است. در جدول 3 دو دسته پیامدها با اندازه اثر بزرگ و اندازه اثر متوسط مشاهده می‌شود. امنیت فردی (208/1) بزرگ‌ترین پیامد حجاب و عفاف با اندازه اثر بزرگ است. آرامش روان (678/0) در رتبه دوم اندازه اثر قابل‌توجه دارد. فاصله اطمینان اثر این مدارک در نمودار 3 نشان داده شده است.

 

نمودار 3. فاصله اطمینان اندازه اثر پیامدهای همبسته با حجاب

همان‌طور که در نمودار(3) مشاهده می‌شود اندازه اثر تمام مطالعات در سطح 95/0 معنادار هستند و میانگین اندازه اثر کلی تمام مدارک نیز در سطح  001/0 معنادار است. نمودار قیفی به منظور ارزیابی و تشخیص سوگیری انتشار نشان‌دهنده پراکندگی میانگین اثر تحقیقات حول محور میانگین است. همانطور که نمودار 4 نشان می‌دهد شکل شبیه قیف حاکی از عدم سوگیری انتشار است. 

 

نمودار 4. نمودار قیفی خطای استاندارد بر اساس z فیشر

برای بررسی ناهمگونی مطالعات از شاخص کیو استفاده شد. این شاخص با درجه آزادی (K-1) برابر 429/377 محاسبه شد که در سطح 001/0 معنادار است و مقدار پایین P-value حاکی از ناهمگونی مطالعات می‌باشد. آماره I² برابر 41/98 نیز نشانگر ناهمگونی در مطالعات است. بدین ترتیب مطالعات مورد تحلیل در یک اندازه اثر حقیقی مشترک هستند و تفاوت‌های اندازه ناشی از خطای نمونه‌گیری می‌باشد. بر اساس مدل اثر ثابت برآورد نقطه‌ای و فاصله اطمینان 95 درصد برای مطالعات ترکیبی (293/0 و 372/0) 333/0 و بر اساس مدل اثر تصادفی (017/0 و 625/0) 358/0 است. آزمون N ایمن از خطای روزنتال تعداد تحقیقات گم‌شده را محاسبه می‌کند که لازم است به تحلیل‌ها اضافه شود تا عدم معناداری آماری اثر کلی به دست آید. این فراتحلیل شامل 7 داده است که مقدار Z برابر 804/15 و ارزش p دو دامنه آن برابر با  001/0 را نشان می‌دهد. از آنجا که نتیجه ترکیبی از نظر آماری معنادار است، N اهمیت داشته و باید تعداد 449 تحقیق به مطالعات اضافه شود تا مقدار p دو دامنه بزرگ‌تر از 05/0 شود.

بحث و نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل عوامل روان‌شناختی همبسته با حجاب و عفاف در دو دهه 1377 تا  1397 انجام شد. عوامل روان‌شناختی به مجموعه عوامل درون‌روانی گفته می‌شود که بر وضعیت حجاب تأثیرگذار است. از جمله این عوامل، سازه‌های روانی و ویژگی‌های شخصیتی درون‌زاد فرد و ویژگی‌های برون‌زاد حاصل از تربیت‌های خانوادگی است که در درجات و ضرایب مختلف در افراد نمایان می‌شود. یافته‌های این پژوهش نشان داد صفات شخصیتی که افراد را به سمت مسئله حجاب هدایت می‌کند شامل شخصیت باوجدان، گشوده، موافق، انعطاف‌پذیر و مسئولیت‌پذیری است که به نحو کلی در مقابل هر نوع جریان و خواسته‌ای قابلیت پذیرش و همراهی دارد. آنچه این تیپ شخصیتی را با هنجارهای حجاب همراه می‌کند باورها (ارزش نظری و زیبایی‌شناسی) است که در درک آن‌ها از حجاب و پوشش تأثیر دارد. همچنین تربیت اخلاقی، تربیت دینی و سبک تربیت خانوادگی است که فرد را در این زمینه تقویت و آنان را به حجاب متمایل می‌کند. در مقابل این شخصیت، شخصیت روان‌نژندی و روان‌آزرده است که در مقابل هنجارهای حجاب مقاومت می‌کند. این نوع از شخصیت به جهت ویژگی روان‌نژندی و آزرده قابلیت انعطاف‌پذیری کمی در مقابل هنجارهای اجتماعی داشته و بنابراین در اغلب موارد از آن‌ها سرپیچی می‌کند.

با دقت در یافته‌ها آشکار می‌شود برخی از عوامل روان‌شناختی با عفاف و حجاب در جهت مثبت ارتباط دارند. متغیرهای عزت‌نفس عمومی (946/1)، عزت‌نفس اجتماعی (725/0)، عزت‌نفس تحصیلی (618/0)، عزت‌نفس خانوادگی (662/0)،  تربیت اخلاقی (376/1)، کرامت (045/1)، عزت (020/1)، عفت (996/0)، شرم و حیا (950/0)، وقار و متانت (929/0) و غیرت (549/0) که اندازه اثر بزرگ در جهت مثبت با حجاب دارند را می‌توان در سه عامل روانی، خانوادگی و اخلاقی طبقه‌بندی کرد. تقویت سازه‌های روانی و اخلاقی اثر مستقیم بسیار قوی با حجاب و عفاف دارد. نکته مهم در این بخش از عوامل روان‌شناختی آن است که محققان این حوزه بر این باورند که امکان آموزش و تربیت افراد در جهت تقویت این دسته از متغیرهای مؤثر بر عفاف و حجاب در جهت مثبت وجود دارد و می‌توان افراد را از طریق آموزش و تربیت به رعایت حجاب متمایل ساخت.

میزان باور به عفاف (536/0) و میزان باور به حجاب (412/0) به‌گونه‌ای که در افراد درون‌سازی شده باشد، همانطور که یافته‎‌ها نشان می‌دهد تأثیر مستقیم متوسط به بالا، بر گرایش به حجاب و عفاف دارد. اعتقادات مذهبی والدین و به‌ویژه حجاب مادر می‌تواند اثر قابل توجهی در گرایش فرزندان به حجاب نشان داشته باشد. البته نکته قابل‌توجه این است که الگوهای ارتباطی خانواده و سبک فرزندپروری بسیار مهم بوده و باید مورد توجه قرار گیرد. سبک ارتباطی و فرزندپروری باید به‌گونه‌ای باشد که عزت‌نفس افراد تقویت شود؛ زیرا طبق یافته‌های پژوهش، عزت‌نفس عمومی، اجتماعی و خانوادگی تأثیر بسزایی در گرایش به حجاب دارد. شخصیت افراد باید به گونه‌ای در بستر خانواده شکل گیرد که افراد بتوانند با این هنجار دینی و اجتماعی خود را منطبق ساخته و به آن ملتزم باشند؛ چرا که یافته‌ها حاکی از تأثیر مستقیم دو تیپ شخصیتی با وجدان بودن (424/0) و موافق بودن (400/0) بر گرایش به حجاب و عفاف است. بنابراین با توجه به نقش مهم خانواده و به‌ویژه والدین، می‌توان تقویت خانواده‌ها در این زمینه را به‌عنوان یکی از استراتژی‌ها و سازوکارهای تقویت گرایش به حجاب در نظر گرفت و سیاست‌گذاری مناسب در راستای تقویت آن شکل گیرد. نکته دیگر این است که تجربه گذشته افراد نیز در گرایش به حجاب اثر مستقیم دارد؛ بنابراین افراد تأثیرگذار در امر حجاب و عفاف در محیط‌ خانواده، مدرسه و اجتماع باید با در نظر گرفتن این نکته در جهت افزایش تجربه‌های مثبت از حجاب در افراد تلاش کنند تا از این طریق در تقویت گرایش به حجاب تأثیرگذار باشند. یکی از راه‌های تأثیرگذاری بر تقویت حجاب می‌تواند تشکیل گروه‌های اجتماعی با هدف تقویت فرهنگ حجاب و عفاف باشد دسته دوم از متغیرها، متغیرهای همبسته با حجاب در جهت منفی با اندازه اثر بزرگ و متوسط منفی است. تیپ شخصیتی روان‌آزرده‌گرایی (829/0-) اندازه اثر معکوس بزرگ و تیپ شخصیتی گشودگی (536/0-) اندازه اثر متوسط معکوس بر گرایش به حجاب دارند.

در خصوص گزارش عددی یافته‌های فراتحلیل و ارتباط آن با نگرش نظری و مفهومی در خصوص حجاب و عفاف در جامعه ایرانی نکاتی وجود دارد. همانطور که اشاره شد مطابق گزارش‌های عددی اندازه اثر مجموعه عوامل روان‌شناختی تأمل است  و بدین ترتیب تأثیر عوامل روان‌شناختی بر روند و فرایند حجاب و عفاف در جامعه ایرانی غیرقابل انکار است. این نتیجه از جهتی محل توجه و از جهتی دیگر امری قابل پیش‌بینی در جریان فهم ماجرای حجاب و عفاف است. جهت قابل‌توجه این نتیجه‌گیری آن است که برخلاف انتظار که مسئله حجاب از جهت نظری و مفهومی امری اجتماعی در تعامل فرایندها، نهادها، ساختارها و کنشگران اجتماعی تصور می­شد، اکنون عوامل فردی در سطح عوامل روان‌شناختی و شخصیتی اندازه اثر بزرگی را نشان می‌دهند. از جهتی دیگر این نتیجه امری قابل‌انتظار است؛ زیرا در تحول نظری، مفهومی و روشی، کنشگر اجتماعی آغاز به برآمدن در مقابل ساختارها و نهادها کرده و نقشی مؤثرتر از کارگزاری برای خود خواسته و صورت می­دهد.

درخواست برسمیت شناخته شدن کنشگران از ساختارهای جامعه و گسترش دامنه تأثیرگذاری دوگانه فرد- ساختار به جای تأثیر یک‌جانبه ساختار بر فرد در نظریات جامعه‌شناسانی چون گیدنز(1384) قابل‌ردیابی است. آنچه در حال حاضر و در بخش تحلیل و نتیجه‌گیری نیازمند توجه است آنکه مطابق نتیجه فراتحلیل حاضر، ارتباط میان کنشگر اجتماعی و ویژگی‌های روان‌شناختی و تأثیر ویژگی‌های آن بر روند حجاب است. مطابق نظر گیدنز (1384) و نظریه ساختاربندی، کنشگر و ساختار یکدیگر را شکل می­دهند. این رویه بر خلاف نظر رایج است که کنشگران تحت تسلط ساختارها شکل گرفته و مطابق اراده آنها عمل می­کند. از نظر گیدنز دریافت رابطه دوگانه و تقابلی فرد- ساختار که یکی بر دیگری غالب و مسیطر است توانایی توجیه و تببین پدیده­های اجتماعی جدید چند بعدی را ندارد. بنابراین لازم است رابطه فرد- ساختار به گونه دیگری مورد بازبینی قرار گیرد (گیدنز، 1384).

 سرپیچی کنشگران اجتماعی از دستوران ساختاری و تاثیرگذاری مطالبات فردی بر تغییر ساختارها، تغییر نگرش در خصوص رابطه فرد- ساختار را ضروری ساخت. گیدنز معتقد است به جای فرضیه فرد در برابر ساختار و رابطه آمرانه ساختار با فرد، می­توان فرد و ساختار را دو روی سکه فرایند شکل­گیری جریان­های اجتماعی دانست. در این فرض ساختار فرد را شکل می‌دهد و فرد نیز با استفاده از قدرت خلاقیت، اراده و آزادی، ساختار را شکل می‌دهد؛ فرد و ساختار یکدیگر را شکل می‌دهند. اگرچه همچنان توازن قدرت در این شکل‌گیری و رابطه جدید فرد- ساختار وجود ندارد و دست برتر با ساختار است، اما بازشدن فضای کنش ، امکان تبیین پدیده­های اجتماعی را با نگاه جدیدتر و عمیق­تری فراهم کرد. در این نگاه جدید، کنشگر که این بار عامل[8] خوانده می‌شود، در ایجاد، ادامه، تغییر و توقف فرایندها و پدیده­های اجتماعی نقش دارد. فهم معنای کنش ( پیروی یا سرپیچی از ساختارها) سبب می­شود حوزه­های حساس و مدیریت­پذیر مربوط به واقعه اجتماعی مورد مطالعه(در اینجا حجاب) استخراج و جهت مدیریت و سیاستگذاری استفاده شود. 

با فهم این حوزه­های حساس و مدیریت­پذیر می­توان فهمید چه عواملی بر آنها تأثیر داشته و در پی تغییر آنها برآمده­اند. شناخت این عوامل سبب می­شود بتوان حقیقت را از مجاز باز شناخته و چنانچه اصول و قواعدی در این زمینه وجود دارد، جریان در حال تغییر را به سمت آن هدایت کرد. رسمیت‌یافتن کنشگر در جریان تحولات اجتماعی همچنین آورده دیگری نیز دارد و آن تأکید بر مسئولیت اجتماعی عاملان اجتماعی در قبال جامعه به عنوان کلیتی است که حفظ و حراستش بر عهده آنان است. از این طریق می­توان افراد را به مشارکت در جریانی که آنها خود را در آن شریک دانسته و مسئولیت اجتماعی در قبال آن حس می­کنند تحریم و تشویق کرد. اهمیت یافتن کنشگر اجتماعی و ذهنیت آنان، محتوای فکری آنها را قابل اهمیت می­سازد. این محتوا (به‌ویژه با توجه به نتیجه این پژوهش در اندازه اثر بزرگ عوامل روان­شناختی) حوزه روان­شناسی را محل توجه ویژه می­سازد.

آنچه فرد در روان‌شناسی و کنشگر اجتماعی را به یکدیگر متصل می‌کند محتوای ذهنی- شخصیتی است که فرایندهای اجتماعی در فرد روان‌شناسی ایجاد می‌کنند. آنچه در ظرف ذهن و در ویژگی‌های شخصیتی فرد اثر می‌گذارد بعد روان‌شناختی است که محتوای آن را فرایندهای اجتماعی تعیین می‌کند. سنجش کلان‌مقیاس‌های تکراری چون ساختار اقتصاد، طبقه، قدرت، هنجارها و سایر ساختارها در مقایسه با سنجش خصوصیات خرد چون تیپ شخصیتی، سلامت روان، سبک فرزندپروری، تأثیر والدین و سایر عوامل روان‌شناختی در ایجاد چنین نتیجه‌ای مؤثر بوده است.

در ساختار پژوهش­های روان‌شناختی نظریه از پیش موجود جایگاهی ندارد بنابراین محقق به بررسی ابعاد فردی، روانی و شخصیتی مرتبط با حوزه عفاف و حجاب می­پردازد. به نظر می‌رسد پژوهش­های روان‌شناختی غفلت حوزه جامعه­شناسی در بررسی کنشگر اجتماعی (به‌ویژه در بعد جنسیتی آنکه پژوهش‌ها را با سوگیری جنسیتی و با نگاه زنانه، فارغ از بررسی نگاه مردانه به‌عنوان عضو دوم کنش متقابل حجاب) را به نحو جزئی‌تر پرکرده‌اند.

بنابر آنچه آمد تناقض میان یافته­های نظری و عددی در حوزه روان‌شناسی و علوم اجتماعی (به جهت آنکه انتظار می‌رفت حجاب امر اجتماعی باشد و اندازه اثر آن نیز باید بیشتر باشد)، دریچه­ای جدید جهت نگاه به مسئله حجاب در دوگانه فرد - ساختار را فراهم کرده است؛ اما با توجه به خصوصیات خاص فردی، شخصی و شخصیتی. این جنبه­ها که در مطالعات روان‌شناسی برجسته شده‌اند، ظروفی هستند که محتوای آن‌ها را فرایندهای اجتماعی از طریق آموزش یا تأثیر رسانه‌ها تعیین می‌کند. این نکته به نحو دیگر در ارتباط همبستگی میان متغیرها قابل ‌بازشناسی است؛ بدین نحو که ظرف باورها در عرصه روان‌شناسی می‌توانند پذیرای هر محتوایی باشد؛ چنانچه محتوای همسو با حجاب باشد، گرایش و باور به حجاب تقویت می‌شود و چنانچه محتوای غیرهمسو ارائه شود، گرایش و باور به حجاب تضعیف می‌شود. این رویه در مورد دیگر مؤلفه‌های استخراج‌شده در حوزه روان‌شناسی نیز وجود دارد و پیوند میان مؤلفه‌های روان‌شناختی و اجتماعی را نشان می‌دهد.

کنشگر اجتماعی به جهت فعال شدن ابعاد فردی، روانی و شخصیتی، به حدی از تأثیرگذاری در فرایندها و رویه‌های اجتماعی رسیده است که لازم است به رسمیت شناخته شود و حوزه اختیار، تصمیم­سازی و تأثیرگذاری او سنجیده شود. این امر بیان نکته ضمنی دیگری است و آن اینکه بررسی امر حجاب، جهت دستیابی به دیدگاهی جامع و کامل برای توصیف، تفسیر و تبیین آدر جامعه ایرانی، نیازمند بررسی چندبعدی شامل  فردی/ روانی- جنسیتی- اجتماعی است.

یکی از ابعاد مهم این بررسی چند بعدی توجه به جنس و جنسیت افراد است. پژوهش­های بررسی شده اغلب بر جامعه زنان تمرکز داشته و بر مولفه­هایی متأثر از حجاب چون امنیت، سلامت روان و عزت‌نفس تأکید کرده­اند. انچه در این راستا جالب‌توجه و محل تأمل است آن‌ که امنیت اجتماعی امری با اهمیت در حوزه فردی و اجتماعی و مؤثر بر دیگر زمینه‌هایی است که سطح امنیت و سلامت جامعه را ارتقاء می‌دهد. اگر رعایت حجاب زمینه تقویت این مؤلفه مهم را فراهم می‌کند، پس نیازمند توجه جدی به این مهم، با رعایت تأثیر و تعامل جنس و جنسیت شامل زنان و مردان، اهمیت یافتن فرد و عوامل روانی/ شخصیتی و سهم نهادها و ساختارها در تامین آن است نه آنکه صرفا بر رعایت حجاب زنان تمرکز شود.

کیفیت پیوند فرد و اجتماع از جمله خانواده، مدرسه، دانشگاه و محیط‌های مختلف عمومی و اجتماعی و مکانیسم اثر آن بر شکل‌گیری سازه‌های روانی، شخصیت و نحوه جامعه‌پذیری فرد نیز مسئله مهمی است که پرداختن به آن در تبیین حجاب امری ضروری است. انتخاب فردی در حوزه حجاب با تأثیر خانواده به‌ویژه والدین و سایر نهادهای اجتماعی مرتبط است. سبک تربیتی، فرزندپروری و مدل‌های انتقال الگو و ارزش‌های حاکم بر جامعه به‌نحوی‌که فرد به آن‌ها باور داشته باشد به این حوزه مربوط است.

بحث دیگر مرتبط با عوامل روانی، ویژگی‌های شخصیتی است که فرد را در مقابل انتقال ارزش‌ها و الگوها مطیع و پذیرا می‌کند. یکی از این ویژگی‌ها باوجدان بودن است که در جهت مثبت با عفاف و حجاب همبسته است. همواره یکی از موضوع‌های مهم در شخصیت، موضوع کنترل تکانه‌ها است. در روند تکوین و تحول فردی، بیشتر افراد می‌آموزند که چگونه کشش‌ها و نیازهای خود را اداره کنند. خودمهارگری در روان‌شناسی، با تعابیری مانند کنترل شخصی، منبع کنترل درونی، وجدان و کنترل نفس تبیین می‌شود. طبق نظر برخی روان‌شناسان، همان‌طور که خود پدیدار می‌گردد، گرایش به تحقق خود نیز نمایان می‌گردد. این همان هدفی است که غالباً اشخاص سالم بدان دست می‌یابند. در انسان سالمی که به تحقق خود می‌پردازد، الگوی منسجمی ظاهر می‌گردد. هر چه انسان از سلامت روان بیشتری برخوردار باشد، از انسجام درونی بیشتری برخوردار است. به یک معنا باوجدان بودن، یعنی نظارت وجدان بر کنش‌های فردی؛ که افراد با وجدان بالا به اصول اخلاقی خود پایبند بوده و از خویشتن‌داری و نظم درونی برخوردار هستند.

در پایان، نکته قابل‌توجه برای سیاست‌گذاران، تصمیم‌سازان، قانون‌گذاران و کنشگران در این عرصه این است که خط‌مشی‌گذاری در ایجاد و تقویت فرهنگ حجاب و عفاف باید با توجه به عوامل همبسته در جهت مثبت با حجاب صورت گیرد.

این پژوهش با حمایت معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست‌جمهوری و پژوهشکده زن و خانواده اجرا شد که بدین وسیله از آنها تشکر و قدردانی می‌کنیم. 

 

 

 

[1]. Mair, C., Shepperd, M.

[2]. Howitt, D. and Cramer, D.

[3]. Comprehensive Meta Analysis

[4]. Newcastle–Ottawa scale

[5]. University of Newcastle, Australia

[6]. University of Ottawa, Canada

[7]. Delphi process

[8]. Agency

 

منابع
احمدی، خدابخش؛ بیگدلی، زهرا؛ مرادی، آزاده و سیداسماعیلی، فتح‌الله (1389). رابطه اعتقاد به حجاب و آسیب‌پذیری فردی، خانوادگی و اجتماعی. علوم رفتاری، دوره 4، شماره 2، صص102-97.
اسدی، مریم؛ مشعل‌پور، مرضیه؛ عبادی، زهرا؛ موسوی، سارا و زربخش، محمد (1397). بررسی رابطه بین ابعاد عزت‌نفس و نگرش به حجاب در بین دانشجویان زن متأهل و مجرد دانشگاه پیام نور واحد اهواز. اسلام و علوم اجتماعی، سال 10، شماره 20، صص151-141.
 افسری، لیلا (1391).  بررسی عوامل مؤثر بر ارتقاء سطح حجاب و عفاف(موردمطالعه: دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر). علوم رفتاری، دوره 4، شماره 13، صص 33-9.
انتصار فومنی، غلامحسین؛ کاوندی، سحر؛ کمالی، نقی؛ انتصار فومنی، منصوره و انتصار فومنی، فاطمه (1393). مقایسه مصونیت اجتماعی و سلامت روانی زنان باحجاب و بدحجاب. زن و مطالعات خانواده، سال هفتم، شماره 26، صص22-7.  
انوری، زهره؛ شریعتی، سیدصدرالدین و شفیع‌آبادی، عبدالله (1389).  بررسی ارزشها و ویژگی‌های شخصیتی دختران با حجاب و بد حجاب. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه علامه طباطبائی - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی.
اولادی، شعبان؛ جهانبخش، اسماعیل و محمدی، اصغر (1398). تأثیر بدحجابی و تبرج بر احساس امنیت فردی زنان(مورد مطالعه: زنان و دختران بالای 15 سال شهر تهران). پژوهش‌های انتظامى  اجتماعى زنان و خانواده، دوره هفتم، شماره 1، صص120-102.
بهزادی نیا، فهیمه؛ سعیدی رضوانی، محمود؛ اصغری نکاح، سیدمحسن و باغگلی، حسین (1394). تأثیر استفاده از گروه‌های مطالعاتی هدایت‌شده با محتوای دینی و اخلاقی بر عزت‌نفس، مسئولیت‌پذیری، حجاب و عفاف و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، مشهد: دانشگاه فردوسی - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی.
جوادی نجف‌آبادی، محبوبه؛ سعیدی، گل‌بابا و کردستانی، فرشته (1390). بررسی علل بدحجابی در دختران مراکز پیش‌دانشگاهی شهر کرمان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی - دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی.
حسین‌زاده، علی؛ نیازی، محسن و شفائی‌مقدم، الهام (1396). بررسی رابطه عوامل اجتماعی و فرهنگی و نگرش به هنجار پوشش اسلامی (حجاب)؛ مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-92. دین و ارتباطات، سال 25، شماره 1، صص40-9.
حق‌شناس، جعفر (1386). حجاب در آیات قرآن با نگاهی به روایات. فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال نهم، شماره 36، صص 88-51.
ذوالفقاری، فاطمه؛ افراسیابی، حسین و افشانی، سیدعلیرضا (1394). نقش سبک جامعه‌پذیری دینی خانواده در گرایش به حجاب. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، یزد: دانشگاه یزد - پردیس علوم انسانی و علوم اجتماعی.
زارعی توپخانه، محمد؛ مرادیانی گیزهرود، سیده خدیجه و هراتیان، عباسعلی (1393). رابطه بین متغیرهای پایبندی به حجاب، تصور از خود و سلامت روان. روان‌شناسی و دین، سال هفتم، شماره 3، صص92-81.
سفیدی، فاطمه؛ مافی، رؤیا؛ قدیمی، فاطمه و طاهرپور، مریم (1392). تأثیر رعایت حجاب بر عزت‌نفس در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قزوین. فرهنگ در دانشگاه اسلامی، سال سوم، شماره 2، 228-217.
صدر، سیده فاطمه و معتمدی، عبدالله (1394). بررسی رابطه جهت‌گیری مذهبی با نگرش به حجاب و خودمهارگری در دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی. روان‌شناسی و دین، شماره 39، صص112-101.
عسکریان بیدگلی، مریم؛ اطهری، زینب السادات و ستار، حسین (1395). بررسی نقش تربیت اخلاقی در رعایت حجاب دانشجویان دختر دانشگاه کاشان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد،  کاشان: دانشگاه کاشان - دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
علوی، سید حمیدرضا و حجتی، رضیه (1386). عوامل مؤثر بر بدحجابی دختران دانشگاه شهید باهنر کرمان. تربیت اسلامی، سال دوم، شماره 4، صص 88-63.
 کنگاوری، سوسن؛ موزرمی نیا، راضیه؛ داودی، محمد و حسینی، ملک حسن. (1396). بررسی رابطه عفاف، حجاب و تیپ های شخصیتی در دانشجویان.  همایش نگرش علمی و کاربردی به عفاف و حجاب.
گیدنز، آنتونی (1387). پیامدهای مدرنیته، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر مرکز.
لاهوتی، معصومه؛ علوی، سیدحمیدرضا و جوادی، یدالله (1388). بررسی عوامل مرتبط با رعایت حجاب دختران دانشجو دانشگاه‌های شهر کرمان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، کرمان: دانشگاه شهید باهنر - دانشکده ادبیات.
لیوناردو؛ جواکینو. (1384). تجزیه و تحلیل افزوده در تحقیقات پزشکی. ترجمه حسن صانعی. تهران: انتشارات نشر دانشگاهی.
محمدی، یحیی، کاظمی، سیما و اسدزاده، فرشته (1391). رابطه عفاف و حجاب با امنیت فردی و اجتماعی دختران جوان بیرجند در سال 1390. فصلنامه دانش انتظامى خراسان جنوبی، سال اول، شماره سوم، صص20-9.   
موزرمی نیا، راضیه؛ کنگاوری، سوسن؛ داودی، محمد و حسینی، ملک حسن (۱۳۹۶). بررسی رابطه عفاف، حجاب و سلامت روانی در دانش آموزان دختر شهرستان بیجار. همایش نگرش علمی و کاربردی به عفاف و حجاب.
مولایی، جابر و یوسف‌وند، شهلا (1393). بررسی جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر گرایش به حجاب (مطالعه موردی: دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور شهر آبدانان). فصلنامه زن و جامعه، سال پنجم، شماره سوم، صص 46-35.
مومنی، حسن؛ نورالله‌زاده، عسکر و بهمنی، گودرز (1390). تحلیل جامعه شناختی تأثیر حجاب بر آرامش روانی دختران دبیرستانی (مطالعه موردی:شهرستان دهلران 1390). فصلنامه توسعه انسانی، دوره ششم، شماره دوم، صص102-79.
نعمتی‌فر، نصرت‌الله و صفورایی پاریزی، محمدمهدی (1398). بررسیتأثیراستفاده از شبکه‌هایاجتماعیبر حجاب و پوشش کاربرانباتأکیدبر ابعاددینداری. دین و ارتباطات، سال 26، شماره 1، صص 262-235.
نوروزی، جواد؛ عزیزخانی، اقباله و رسول‌زاده، صمد (1393). گرایش به ترجیح حجاب و تلقی زنان (50-18 ساله) از آن در شهر خلخال. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، خلخال: دانشگاه آزاد اسلامی ‌واحد - دانشکده زبان و ادبیات فارسی.
نیک‌بخش، بهرام (1398). تحلیل جامعه شناختی عوامل موثر بر گرایش به حجاب (مطالعه ی موردی: گرایش به حجاب در بین زنان 18 تا 32 ساله شهرستان لالی). زن و جامعه، سال 10، شماره 1، صص387-365.
هویت، دنیس و کرامر، دانکن (1396). روش‌های آماری در روان‌شناسی و سایر علوم رفتاری. ترجمه حسن پاشا شریفی، جعفر نجفی‌زند، مالک میرهاشمی، نسترن شریفی و داود معنوی‌پور. تهران: سخن.
Mair, C., Shepperd, M. (2011). meta-analysis issues: international conference on software metrics and estimating. UK.