<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده</title>
    <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی نقش تعدیل گر سن افراد در رابطه مدت زمان ازدواج و انسجام خود با عملکرد خانواده زنان در آستانه طلاق در دو مرحله از چرخه زندگی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210894.html</link>
      <description>یکی از عوامل تعیین کننده در بروز طلاق، عملکرد خانوادگی است. آنچنانکه می توان گفت، عملکرد مطلوب خانواده با سبک های حل تعارضی که اعضاء خانواده برای حل مشکلات استفاده می کنند، رابطه داشته و از فرسودگی زوجین جلوگیری می کند. با توجه به اهمیت عملکرد خانواده در بروز طلاق، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده سن افراد در رابطه مدت زمان ازدواج و انسجام خود با عملکرد خانواده در زنان در آستانه طلاق در دو مرحله از چرخه زندگی (قبل از تولد فرزند و بعد از تولد فرزند) انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان در آستانه طلاق مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره شهر سبزوار در پاییز سال 1401 بود که 270 نفر به عنوان نمونه ی پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فردی-دموگرافیک (اطلاعات سن و طول مدت ازدواج)، عملکرد خانواده (اپشتاین، بالدوین و بیشاب (1983) و مقیاس انسجام خود قربانی، واتسون و هرگیس(2008) بود. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. پردازش اطلاعات و بررسی فرضیه ها بااستفاده از نرم افزارهای spss22 و Smart-pls3 صورت گرفت. نتایج به دست آمده از مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از آن است تفاوت معنی داری بین نقش تعدیل کننده سن دررابطه انسجام خود با عملکرد خانواده در هر دو گروه وجود دارد، و تنها در گروه بعد از تولد فرزند سن در رابطه انسجام خود باعملکرد خانواده نقش تعدیلگر ایفا نمود (05/0&amp;amp;gt;p، 11/0=𝛽)؛ ولیکن سن دررابطه انسجام خود با عملکرد خانواده در گروه قبل از تولد فرزند نقش تعدیل کننده نداشت (05/0</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر‌‌بخشی مشاوره گروهی با رویکرد شناختی - وجودی بر نگرش زنان به فرزند آوری</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210895.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی اثر‌‌بخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد ترکیبی شناختی - وجودی بر افزایش نگرش مثبت به فرزندآوری در زنان شاغل بدون فرزند پرداخته است. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash; پس‌آزمون با یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه، همراه با پیگیری انجام شده است. جامعه آماری عبارت بود از کلیه زنان متأهل و شاغل بدون فرزند شهر گلپایگان که در سال 1403-1402 مشغول به کار در مشاغل دولتی و خصوصی بودند. از میان آنها تعداد 30 نفر از افراد داوطلب و واجد شرایط انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش در معرض 8 جلسه مشاوره گروهی شناختی وجودی قرار گرفت و گروه کنترل مشاوره ای دریافت ننمود. آنها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد سنجش قرار گرفتند. ابزار گرد‌آوری داده ها عبارت بود از پرسشنامه محقق ساخته نگرش نسبت به فرزندآوری که در سال 1402 ساخته و اعتباریابی شده است. داده ها به روش تحلیل کوواریانس به وسیله نرم افزار spss تحلیل شدند. یافته ها نشان داد مشاوره گروهی شناختی وجودی تمامی ابعاد و عوامل موثر بر نگرش منفی نسبت به فرزند‌آوری را در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش داد. تنها در پس آزمون و پیگیری در بعد اقتصادی و مشکلات زوجی و مرحله پیگیری در بعد مشکلات شغلی این کاهش معنادار نبود. لذا می توان از این روش مشاوره گروهی به منظور بهبود نگرش زنان شاغل بدون فرزند، نسبت به فرزند آوری استفاده نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی فرزندآوری مبتنی بر تجارب زیسته مادران شاغل پرفرزند با رضایت بالا از زندگی: پژوهش کیفی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210896.html</link>
      <description>سالخوردگیِ جمعیت بحرانی‌ است که ایران را تهدید می‌کند. تدوین سیاست‌های جمعیتی توسط سیاست‌گزاران ضرورتی انکار ناپذیر است. هدف پژوهش تدوین الگوی فرزندآوری مبتنی بر تجارب زیسته مادران شاغل پرفرزند با رضایت بالا از زندگی بود. این پژوهش با روش کیفیِ نظریه‌ی زمینه‌ای و الگوی اشتراس و کوربین انجام گرفت. جامعه‌ی مورد مطالعه تمامی مادران 3 فرزند و بالاترِ ساکن شهر تهران در سال 1402-1403 بودند و روش نمونه‌گیری نیز هدفمند و با شیوه گلوله برفی بود . در این پژوهش از اشباع داده ها استفاده گردید که در نفر بیستم به این مهم دست یافته شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها با پارادایم کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. ابعاد مدل کیفی استخراج شده، شامل علل زمینه‌ساز (ویژگی‌های فردی، باوری، انگیزه‌ها و نیازها)، علل مداخله‌گر (ارزش فرزند و شبکه‌های اجتماعی)، راهبردها (تربیتی، حمایتی، فردی و زوجی)، پیامدها (درون‌خانوادگی، رشد شخصیت مادر، رشد شخصیت فرزندان، پشتیبانی و عوارض جسمانی) و موانع (رخدادهای طبیعی در چرخه زندگی، شغلی، ارتباطی، رسانه، فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی) بودند. نتایج نشان داد، عوامل باوری (خصوصا باورهای مذهبی)، شخصیتی، انگیزشی، نیازها و مهارتی در مواجهه با مشکلات و موانع در انتخاب پرفرزندی و درنظر گرفتن فرزندآوری به مثاله جهاد (مقوله هسته) نقش بسزایی دارند. با توجه به اینکه اغلب پژوهش‌های موجود به مطالعه مشکلات فرزندآوری پرداخته بودند، نتایج مطالعه حاضر در ارائه مدل فرزندآوری مادران پرفرزند دارای رضایت از زندگی بالا، می‌تواند الگویی مناسب جهت بهره‌برداری در سیاست‌گذاری‌ها در زمینه فرزندآوری در ذیل نظریات فرهنگی- اجتماعی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>&amp;laquo;تحلیل لغوی و تفسیری &amp;laquo;تسریح بإحسان&amp;raquo; در نهاد طلاق؛ بازاندیشی انتقادی در باب حقوق اجتماعی- مالی زن در فرهنگ اسلام</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210902.html</link>
      <description>توجه به جایگاه زنان و تکریم آنان از ارزش‌های مهم جامعه قرآنی است که خدای تعالی ضمن تصریح در بسیاری از آیات قرآن با نام‌گذاری سوره نساء نیز بدا‌ن تاکید نموده است. در این میان، توجه به مسایل روانی- اجتماعی زنان در امر ازدواج و به خصوص دوران طلاق از جمله مواردی است که توجه و اهتمام به آن در تفسیر و تبیین صحیح آیات ضروری می‌نماید. در همین راستا، این پژوهش به روش توصیفی و تحلیل انتقادی و با رویکرد مبتنی بر لغت شناسی، توجه به سیاق و تفسیر قرآن به قرآن و با تمرکز بر فراز &amp;amp;laquo;تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ&amp;amp;raquo; اثبات می‌کند، فضای کلی قرآن با فرازهای مشابهی چون &amp;amp;laquo;سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ&amp;amp;raquo; و به همراه گزاره‌هایی آمرانه و ناهیانه در پی آن است که کیفیتی حداکثری از حقوق زنان توسط مردان در موضوع طلاق را فرهنگ‌سازی نماید. قرآن برای این کیفیت، از احسان، نه به معنای حقوق واجب زن، بلکه اعطا و بخششی جدا، متضمن نصرت و حمایت مالی- روانی او استفاده کرده و سپس در آیات بعد، با استفاده از واژه &amp;amp;laquo;معروف&amp;amp;raquo; به عنوان الگو و فرهنگی جاری در سبک زندگی مسلمانان، بدان تصریح و تاکید نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نشانه شناسی اجتماعی تصویر زن در بیلبورد مرکزی میدان ولیعصر(عج) شهر تهران با تأکید بر پوشش زنان (محدوده: بازه زمانی 1397-1402)</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210055.html</link>
      <description>نشانه شناسی اجتماعی تصویر نوعی تفسیر از مفاهیم اجتماعی است که توسط ابزار ارتباط تصویری انتقال می یابد. زن هم گروه هدف و هم هدف تبلیغات حاضر محسوب می شود و این در حالی است که استفاده از تصویر زن با پوششی هماهنگ با باورهای رایج جامعه در بیلبوردها می تواند بر دیدگاه جامعه نسبت به نقش اجتماعی زنان مأثر واقع شود. در این پژوهش تصویر زن با تأکید بر پوشش زنان در بیلبوردها با استفاده از نشانه‌شناسی اجتماعی تحلیل می‌شود. سوال اصلی این است که چه ارتباطی بین نقش اجتماعی زن و پوشش زنان و نشانه شناسی اجتماعی تصویر زن در بیلبورد مرکزی میدان ولیعصر(عج) شهر تهران در بازه زمانی بین سال های 1397 تا 1402 وجود دارد؟ در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیل نشانه شناسی اجتماعی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بیلبوردهای میدان ولیعصر(عج) در مقایسه با پنج سال گذشته دیدگاه جدیدی از تعامل اجتماعی تصویر زن همراه با پوشش مورد تأیید با باورهای منتج از نظام اعتقادی را نشان می کند. تصویر زن در بیلبوردها و نقش اجتماعی آن ها دو مفهومی هستند که با یکدیگر تعامل دارند. در نتیجه، بازنمایی متفاوت از نقش های اجتماعی زنان همراه با پوشش مورد تأیید نظام اعتقادی بر روی بیلبوردها، عنصری اصلی در تبیین روند رو به رشد اجتماعی شدن نقش زنان در جامعه محسوب می شود. این مطالعه نشان می‌دهد که زنان از طریق نشانه‌ها به شکل متفاوتی بر روی بیلبوردها طی پنج سال گذشته بازنمایی شده اند و معانی این بازنمایی‌ها هرگز ثابت نیستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نشانه شناسی تصویر زن در 70 بسته‌بندی بازی رومیزی، با تأکید بر پوشش زنان</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210897.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر با هدف مطالعه نشانه ها و معانی کیفیت بصری تصویرسازی در بسته‌بندی بازى رومیزی (Game Board) با تمرکز بر تصویر زنان، انجام شده است . استفاده از تصویر زن بر روی بسته بندی بازیهای رومیزی با توجه به تنوع و کثرت آن میتواند به چالشی برای باورهای رایج جامعه ی ما در مورد زن و پوشش آن تبدیل شود. با توجه به اینکه مخاطب اصلی این نوع بازیها فقط کودکان و نوجوانان نیستند بلکه جوانان نیز امروزه طرفدار اینگونه بازیهای رومیزی هستند، لذا تحلیل این تصاویر میتواند روندی رو به انحطاط را در بازیها جلوی دیدگان ما قرار دهد. سوال اصلی تحقیق این است که معنای پنهان از دیدگاه نشانه شناسی در تصاویر زن بکار‌رفته بر روی بسته بندی بازیهای رومیزی موجود در بازار ایران چیست؟ در این پژوهش تعداد 70 عدد از بازیهای رومیزی حاوی تصاویر زن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که معانی نهفته در تصاویر به لحاظ نشانه شناسی، تداعی کننده فرهنگ غربی با حداکثر کمیت و کیفیت می باشد. در نتیجه بازنمایی تصاویر زنان برروی بسته بندی بازیهای رومیزی نشان دهنده ی روند نگران کننده‌ای در جریان سازی عادی سازی از طریق استفاده از شمایل (index) در نشانه سازی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترابط معنایی فطرت و عفّت در قرآن کریم</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210898.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مفهوم فطرت و عفّت در نگاه آیت الله مصباح یزدی (ره) می‌پردازد. ایشان فطرت را نوع خاصی از خلقت انسان با سه ویژگی خدادادی، مشترک میان همۀ انسان‌ها و بدون تغییر و تبدیل می‌داند که شامل حیطۀ شناخت‌ها و گرایش‌های اوست. بر اساس آیۀ فطرت (روم:30) کلیات احکام، اصول، قواعد و آموزه های دین و تجلی آن در اطاعت از دستورات الهی، فطری است. عفّت نیز کنترل کنندۀ تمایلات فطری انسان و اعتدال‌بخش آنهاست. قرآن کریم سه راهکار &amp;amp;laquo;چشم فروبستن از نامحرم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ازدواج&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حجاب&amp;amp;raquo; را برای پاسداری از عفّت جنسی ارائه می‌فرماید. پایبندی به آنها به‌خصوص &amp;amp;laquo;حجاب&amp;amp;raquo;، موجب برقراری عفّت فردی و اجتماعی می‌شود. فطرت و عفّت التزام وجودی دارند. قرآن کریم نمود این هماهنگی را در امور دنیا با آیاتی نظیر 32 و 33 و 59 سورۀ احزاب و 30 و 31 و 33 سورۀ نور و در امور آخرت با آیاتی نظیر 56 و 72 سورۀ الرحمن و 36 و 37 سورۀ واقعه مطرح می‌نماید. ویژگی‌های پاک، با دوام و در شأن انسان، در بهره‌برداری از قوای جنسی در هر دو عالم دنیا و عقبی قابل توجه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چیستی تبرج بر مبنای آیه ۳۳ سوره احزاب</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210899.html</link>
      <description>علی رغم اینکه انسان میل به زیبایی دارد همچنین این میل به زیبایی را با اظهار زیبایی و با جستجوی از زیبایی ارضاء می کند اما در آموزه های دینی مشاهده می کنیم که زنان از ارائه زیبایی های خود نهی شده اند این مسئله که در قرآن کریم از تبرج نهی شده این سوال را برمی انگیزاند که اولاً تبرج چیست؟ ثانیاً اگر تبرج ارائه زینتهاست چرا باید برخلاف میل طبیعی انسان مورد نهی قرار گیرد؟ برخی بر این باورند که نهی از تبرج نهی از ارائه زیبائی‌هاست؛ از این رو در مقاله حاضر کوششی انجام گرفته تا چیستی تبرُّج و عیار تحقق مصادیق آن را در پرتو آیه 33 سوره مبارکه احزاب شفاف سازی نموده و به دین پژوهان و دیگر مشتاقان ارائه نماید. در پرتو کوشش یاد شده معلوم شد تبرُّج با خودنمایی و نشان دادن زیبائی‌های ذاتی و عارضی زن به نامحرمان ملازمه دارد. نهی از این خودنمایی و اظهار زینتها، نهی مطلق نبوده بلکه نهی از آن برای نامحرمان بوده است تا با رعایت آن هم زنان از امنیت بیشتر برخوردار باشند و هم پیوندهای خانوادگی آسیب نبیند</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی‌گر خردورزی در رابطه حجاب و سلامت روانی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210609.html</link>
      <description>هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی‌گر خردورزی در رابطه میان حجاب و سلامت ‌روانی بود. جامعه پژوهش را کلیه زنان بزرگسال ساکن تهران تشکیل دادند. برای انجام این پژوهش 319 نفر از زنان در طیف حجاب کامل تا بی‌حجاب به صورت تصادفی وارد پژوهش شدند و پرسشنامه‌ها&amp;amp;lrm;‌ی رعایت حجاب OH) ، مقایس سلامت روانی )MHI-28) و خردمندی آردلت (3D-WS) را پر کردند.( جهت تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون سوبل استفاده شد. از نرم افزار SPSS (نسخه ۲۴ و برای مدلسازی معادلات ساختاری از نرم افزار AMOS نسخه ۲۴ استفاده شد. نتایج حاکی از رابطه مثبت میان بهزیستی روان‌شناختی و حجاب (۲۰۳/۰=r و ۰۰۱/۰&amp;amp;gt;P، رابطه منفی میان درماندگی روان‌شناختی و حجاب (۱۱۳/۰-=r و ۰۴۴/۰&amp;amp;gt;P، رابطه مثبت میان خردورزی و سلامت روانی (۰۰۱/۰&amp;amp;gt;P و ۵۱/۰+=Beta و رابطه مثبت میان خردورزی و حجاب (۰۰۱/۰&amp;amp;gt;P و ۱۱/۰+=Beta) بود. همچنین نتایج نشان داد (۹۸۴/۲=Sobel Test و ۰۰۳/۰=P) که خردورزی در رابطه حجاب و سلامت روانی نقش میانجی‌گر را ایفا می‌کند. می‌توان با کمک به ارتقاء سطح سلامت روانی و خردورزی مردم جامعه، به بهبود وضعیت حجاب آن‌ها کمک کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی روابط زن و مرد در شبکه نمایش خانگی (تحلیل موردی سریال" رهایم کن")</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210900.html</link>
      <description>چکیدهرسانه‌ها به عنوان ابزاری تأثیرگذار در بازتاب ارزش‌های اجتماعی، نقش مهمی در ترویج یا تضعیف هنجارهای اخلاقی ایفا می‌کنند. این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی روابط زن و مرد در سریال &amp;amp;laquo;رهایم کن&amp;amp;raquo; و بررسی پیوند آن با گفتمان های قدرت، جنسیت و هنجارهای اخلاقی در جامعه ایران دهه ۵۰ انجام شد. نوع پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون (تماتیک) است. راهبرد تحقیق، تحلیل محتوای روایی با تمرکز بر تمامی ۱۸ قسمت سریال به صورت تمام شماری است و جامعه آماری شاملتمامی قسمت های سریال است. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد تا مضامین کلیدی به طور جامع استخراج شوند. داده ها از طریق مشاهده ساختاریافته و تحلیل محتوای سریال گردآوری شدند.اعتبار یافته ها با مشورت سه کارشناس رسانه و مطالعات فرهنگی تأیید شد و در نتیجه تحلیل داده ها بر اساس چارچوب شش مرحله ای براون و کلارک شامل کدگذاری اولیه، شناسایی مضامین،بازبینی، تعریف و نامگذاری تم ها صورت گرفت.یافته‌های این پژوهش ,سه الگوی روابط زن و مرد در بسترهای خانوادگی, عاطفی و مبتنی بر تنش را مورد بررسی قرار می دهد که هر یک از منظری متفاوت , پیچیدگی های تعاملات زن و مرد را آشکار می سازد. الگوی روابط خانوادگی شامل روابط پدر- دختری, خواهر- برادری و مادر- پسری, به صورتِ خوب نمایی شده است که نتیجه ی آن به حمایت های خانواده و دلبستگی های مجاز ختم خواهد شد. الگوی روابط عاطفی دو طرفه, علیرغم بیان وفاداری و عشق در برابرِ تعهد, با تمرکز بر دو مثلث عشقی با بازنمایی بَد از پیامدهای ویرانگر روابط زن و مرد پیش از ازدواج همراه بود و در نهایت رابطه ی مبتنی بر تنش نیز بطور آشکاری بدنماییشده است و نشان می دهد که روابطِ فاقدِ پایه های اخلاقی و عاطفیِ متوازن چگونه به چرخه ای از خشونت روانی و انفعال تبدیل می شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوریتم آموزش نماز به کودکان نابالغ از منظر قرآن و روایات</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210901.html</link>
      <description>چکیدهنماز به عنوان رکن اساسی دین اسلام و عامل شکل‌دهنده هویت دینی، از جایگاهی ویژه در نظام تربیت دینی کودکان برخوردار است.و فقدان الگوریتم آموزشی متناسب با مراحل رشد شناختی و عاطفی کودک، سبب می‌شود آموزش نماز در بسیاری از موارد صرفاً به‌صورت تقلیدی و بدون درک معنوی صورت گیرد. ازاین‌رو، بررسی و تدوین راهبردهای آموزشی مستند به متون روایی، که بتوانند فرایند یادگیری هدفمند نماز را سامان دهند، ضرورتی انکارناپذیر در حوزه تعلیم و تربیت دینی به شمار می‌رود.هدف پژوهش حاضر، تبیین الگوریتمی آموزشی برای انتقال معارف و مهارت‌های مربوط به نماز به کودکان، بر پایه آیات قرآن کریم و روایات معصومان علیهم‌السلام و با رویکردی استقرایی است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق استخراج الگوهای تربیتی از نصوص و متون دینی انجام گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد آموزش نماز به کودکان دارای الگویی تدریجی، مرحله‌بندی‌شده و متناسب با توانمندی‌های شناختی و عاطفی آنان است. این الگو شامل مراحلی چون ایجاد محبت و رغبت، تقویت عادت‌سازی، آموزش عملی، تشویق و در نهایت مراقبت و نظارت مستمر می‌باشد.نتایج تحقیق بیانگر آن است که الگوریتم پیشنهادی مبتنی بر روایات، می‌تواند به‌عنوان چارچوبی کارآمد برای والدین و مربیان در جهت نهادینه‌سازی رفتار عبادی نماز در کودکان پیش از سن تکلیف مورد استفاده قرار گیرد و بستر مناسبی را برای تکوین شخصیت دینی و عبادی نسل آینده فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مداخلات روایت درمانی در تغییر خودهای ممکن و قصه عشق در افراد دارای ازدواج مجدد</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209470.html</link>
      <description>ازدواج مجدد در اثر طلاق یا مرگ یکی از همسران اتفاق می‌افتد. زوج‌هایی که ازدواج مجدد دارند نسبت به زوج‌های دارای ازدواج اول چالش‌های بیشتری را تجربه می‌کنند. در ازدواج مجدد خودهای ممکن و قصه عشق زوج ها تغییر می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روایت‌درمانی در تغییر خودهای ممکن و قصه عشق در افراد دارای ازدواج مجدد انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. شرکت‌کنندگان، زوج‌های دارای ازدواج مجدد مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره بهزی در تهران در سال 1401 بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، 20 زوج (40 شرکت کننده) دارای ملاک‌های ورود به پژوهش انتخاب شدند و 10 زوح در گروه‌ه آزمایش و 10 زوج در گروه گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس‌های قصه عشق استرنبرگ (LSS) (1995) و خودپنداره راجرز (RSS) (1951) بودند. مداخلات روایت‌درمانی پاین (2004) در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای هفتگی برای گروه آزمایش اجرا شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه‌‌گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخلات روایت‌درمانی در تغییر خودهای ممکن و قصه عشق تاثیر دارد و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بود (01/0&amp;amp;gt;P). بکارگیری فنون روایت‌درمانی می‌تواند خودهای ممکن در زوج‌های دارای ازدواج مجدد را افزایش دهد و اختلاف قصه عشق زوج‌ها را کاهش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر حاکمیت اراده و شرط عدم ازدواج مجدد زوج در رابطه تحکیم خانواده</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209481.html</link>
      <description>اصل حاکمیت اراده در عقد نکاح با توجه به تحکیم و استواری خانواده، از لحاظ قدرت، با چالش ‌هایی مواجه است. تنها ناظر بر شرایط انعقاد نکاح نیست بلکه آثار و نتایج و همچنین طرق انحلال آنرا نیز شامل می شود، و قانونگذار به طرفین عقد نکاح، این اجازه را داده است بنا بر این اصل، و با توجه به تحکیم خانواده، هر شرطی را که خلاف شرع و مقتضای ذات عقد نکاح نباشد در ضمن عقد نکاح و یا هر عقد لازم دیگری قرار دهند. هدف از این پژوهش که با شیوه تحلیلی-اسنادی سامان یافته است، تحلیل حقوقی رابطه حاکمیت اراده با شرط عدم ازدواج مجدد زوج و اثرگذاری آن بر تحکیم خانواده است. اطلاعات پژوهش با تتبع در منابع، ادله و آرائ فقهای امامیه جمع‌آوری و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که طرفین عقد مختارند هر شرطی را که مایلند، در ضمن عقد نکاح و یا عقد لازم دیگری بگنجانند به استثنای شروطی که باطل بوده و یا موجب بطلان عقد می شوند، در ضمن چنین شروطی تا فسادشان احراز نگردد، صحیح تلقی خواهند شد. در مقاله پیش رو سعی برآن است تا با ذکر و نقد دیدگاههای مختلف در مورد شرط موردنظر، تصویر واضحی از وضعیت عقد و حکم تخلف از شرط بنا بر اصل حاکمیت اراده و تحکیم خانواده ارائه دهیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل ساختاری برای خودشکوفایی زنان و مردان متأهل بر اساس نقش فرزندپروری ادراک شده با میانجی‌گری خودشناسی انسجامی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209482.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارزیابی برازش مدل ساختاری از روابط بین فرزندپروری ادراک شده، خودشناسی انسجامی و خودشکوفایی در زنان و مردان متأهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان و مردان متأهل شهر شیراز در سال 1401 و حجم نمونه 409 نفر (205 زن و 204 مرد) بود که به شیوه نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌ خودشکوفایی اهواز اسماعیل خانی (1380)، پرسشنامه فرزندپروری ادراک شده گرولنیک و همکاران (1997) و پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری توسط نرم‌افزارAMOS مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشانگر برازش مدل پیشنهادی پژوهش بود. همچنین مسیر مستقیم حمایت والدین از خودپیروی بر خودشناسی انسجامی، مهرورزی والدین بر خودشکوفایی، و خودشناسی انسجامی بر خودشکوفایی معنادار بودند. همین‌طور بر اساس نتایج آزمون بوت استراپ، حمایت والدین از خودپیروی با نقش میانجی خودشناسی انسجامی بر خودشکوفایی نقش غیر مستقیم و معنادار داشت. بر اساس یافته‌های پژوهش، با توجه به نقش تعاملی حمایت والدین از خودپیروی و مهرورزی والدین و نیز خودشناسی انسجامی در پیش‌بینی خودشکوفایی زنان و مردان متأهل، به نهادهای تربیتی، مدرسان رشد و توسعه فردی و مشاوران مدارس توصیه می‌شود جهت افزایش و پرورش افراد خودشکوفا در جامعه، ابتدا با بسترسازی مناسب، زنان و مردان متأهل را به عنوان مهم‌ترین عنصر و الگوی تربیتی در مسیر رشد خودشکوفایی قرار دهند، اما از آن‌جایی که در تجارب فرزندپروری که قبلا داشته‌اند نمی‌توان تغییراتی اعمال نمود، بنابراین می‌بایست تأکید عمده بر ارتقای خودشناسی انسجامی آنان صورت گیرد. در گام بعدی، در دوره‌های آموزش خانواده به ویژه دوره‌های مبتنی بر فرزندپروری برای زنان و مردان متأهل -در جایگاه والدین فعلی یا آینده- محتوای آموزشی را با تأکید بر حمایت والدین از خودپیروی و مهرورزی والدین، با رعایت اصل &amp;amp;laquo;تعادل&amp;amp;raquo; در این ویژگی‌ها، به نحوی تدوین نمایند که زمینه‌سازی برای خودشناسی انسجامی و نیز پرورش فرزندان خودشکوفا صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی رضایت زناشویی بر اساس راهبردهای تحقق انگیزه پیشرفت و مدیریت خود</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209485.html</link>
      <description>هدف پژوهش، بررسی نقش مدیریت خود و انگیزه‌های روانی بنیادین آشکار پیشرفت در پیش‌بینی رضایت زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی چندگانه بود. جامعه آماری، شامل زنان و مردان متأهل بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، تعداد 226 نفر (زنان: 126؛ %56) به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های مدیریت خود، انگیزه‌های روانی بنیادین پیشرفت و رضایت زناشویی انریچ به دست آمد. برای تحلیل داده‌ها، از آماره‌های توصیفی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی چندگانه استفاده شد. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که راهبردهای یکپارچه و کنترل‌شده در انگیزه پیشرفت و مؤلفه‌های خودتنظیمی و استرس روزمره‌ی زندگی در مدیریت خود، نقش معناداری در تبیین رضایت زناشویی دارند.مطالعه‌ی دقیق اثرات این عوامل، روانشناس و مشاوره را در مداخلات و جلسات مشاوره‌ای یاری خواهد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقاومت تربیتی و خانواده مقاوم از منظر فقه تربیتی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209854.html</link>
      <description>خانواده‌زدایی، ارزش‌زدایی، ایدئولوژی‌زدایی و نهایتاً سکولاریزاسیون فرهنگ و تربیت به یکی از مشخصات تمدن اومانیستی مدرن تبدیل شده است. کلان‌نظریه مقاومت در گفتمان انقلاب اسلامی و نظریه تربیت اسلامی، درتلاش است در مقابل سیل توفنده مقاومت‌ستیزی در علوم انسانی ایستادگی نماید. مساله نوشتار حاضر بررسی &amp;amp;laquo;مقاومت تربیتی خانواده&amp;amp;raquo; از منظر فقه تربیتی است. روش تحقیق توصیفی- استنباطی و بصورت اجتهادی و تفقه تربیتی است. با مفهوم‌پردازی، مقاومت تربیتی به پایداری در تحقق تربیت و مقابله با تهدیدات تربیتی معنا و در ادامه نُه استدلال از قواعد فقهی و آیات قرآنی بر &amp;amp;laquo;وجوب مقاومت تربیتی خانواده&amp;amp;raquo; اقامه شد و به این نتیجه رسیدیم که &amp;amp;laquo;وجوب مقاومت تربیتی&amp;amp;raquo; (پایداری تربیتی و مدافعه تربیتی) به مثابه یک قاعده در فقه تربیتی می‌تواند تلقی شود که نتایج زیر را در پی دارد: برون‌رفت از &amp;amp;laquo;اعسار تربیتی خانواده، &amp;amp;laquo;مقاومت هم‌افزای تربیتی&amp;amp;raquo; با احیای &amp;amp;laquo;شبکه وِلاء تربیتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;لزوم تشکیل هسته‌های مقاومت&amp;amp;raquo; خانواده‌ها و تشکیل جبهه جهانی تربیت توحیدی از طریق دیپلماسی تربیتی با هدف مقاوم‌سازی خانواده و مردمی‌سازی تربیت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌ها‌ی انطباق‌پذیری با نقش‌های چندگانه در زنان سرپرست خانوار</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209964.html</link>
      <description>زنان سرپرست خانوار به‌دلیل ایفای هم‌زمان نقش‌های اجتماعی، خانوادگی و شغلی، با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده و چندوجهی مواجه‌اند که می‌تواند کیفیت زندگی آنان و اعضای خانواده‌شان را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف شناسایی چالش‌های انطباق‌پذیری این زنان با نقش‌های متداخل‌شان، با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۲ زن سرپرست خانوار ساکن تهران بودند که با رعایت معیارهای ورود شامل حداقل سه سال سرپرستی خانوار، اشتغال فعال به‌مدت حداقل یک سال، و داشتن دست‌کم یک فرزند، از طریق نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس انتخاب و در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شرکت کردند. تحلیل داده‌ها به استخراج پنج مضمون اصلی شامل چالش‌های نقش‌محور، سلامت‌محور، خانواده‌محور، فرهنگی&amp;amp;ndash;اجتماعی و شغل‌محور انجامید. مهم‌ترین چالش‌های شناسایی‌شده عبارت بودند از: تعارض نقش، فشارهای روانی، مشکلات جسمی و روان‌شناختی، تنش‌های خانوادگی، کمبود حمایت اجتماعی، تبعیض جنسیتی و محدودیت‌های شغلی. یافته‌های این پژوهش بر پیچیدگی شرایط زیستی این زنان دلالت دارد و بر ضرورت مداخلات چندبعدی در سطوح روانی، اجتماعی و اقتصادی به‌منظور ارتقاء کیفیت زندگی آنان تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه دینداری اسلامی و سرمایه اجتماعی با اندیشه مهدویت مدیران زن</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209872.html</link>
      <description>مهدویت یک مسئله بین رشته ای است و حوزه های متعددی را شامل می شود. از آن جا که مهدویت بحث تحقق اسلام است از این جهت، ابعاد مختلفی را در حوزه های سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و تربیتی شامل می شود. هدف این پژوهش، نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین دینداری اسلامی و سرمایه اجتماعی با اندیشه مهدویت مدیران زن مدارس نواحی چهارگانه شیراز، بود. تحقیق ‌حاضر‌ به لحاظ هدف، ‌کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع پژوهش های توصیفی همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این پژوهش همه ی مدیران زن مدارس نواحی چهارگانه شیراز (850 نفر) بود. و با استفاده از جدول مورگان کرجسی، تعداد نمونه آماری حدود 256 نفر انتخاب شد. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد خودکارآمدی معلمان، دینداری اسلامی، سرمایه اجتماعی و پرسشنامه مهدویت، استفاده شد. روایی صوری پرسشنامه ها به روش ضریب توافق متخصصان و پایایی با محاسبه آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0، 88/0، 93/0 و 90/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داده که دینداری، سرمایه اجتماعی، خودکارآمدی و اندیشه مهدویت رابطه معناداری دارند (05/0 &amp;amp;gt; P). همچنین نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داده است که خودکارآمدی بر رابطه بین دینداری و سرمایه اجتماعی با اندیشه مهدویت مدیران زن مدارس نواحی چهارگانه شیراز، نقش واسطه ای دارد (05/0 &amp;amp;gt; P). خودکارآمدی مانند پلی بین دینداری اسلامی، سرمایه اجتماعی و اندیشه مهدویت عمل می کند و دستیابی به اندیشه مهدویت توسط مدیران را تسهیل می کنند. باور به اندیشـه مهدوی، باعـث می شود تا خدا محوری، اسوه بودن، آرمانگرایى، نشاط و پویایى، وظیفه شناسـى و روح امیـد در افـراد زنـده شـود و جامعه را در این زمینه ها به کوشش مضاعف وا دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی عوامل تاثیرگذار بر رفتار صخره شیشه‌ای زنان در سازمان‌های دولتی با رویکرد داده بنیاد</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209878.html</link>
      <description>در محیط‌های سازمانی دولتی، زنان اغلب وقتی به پست‌های مدیریتی و رهبری منصوب می‌شوند که شرایط سازمان با بحران‌ها و چالش‌های جدی روبرو است. این پدیده که به‌عنوان "صخره شیشه‌ای" شناخته می‌شود، بیانگر وضعیتی است که در آن زنان در موقعیت‌های مدیریتی بحرانی قرار می‌گیرند که موفقیت در آن‌ها با دشواری‌های قابل توجهی همراه است. این مقاله به شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر بروز رفتار صخره شیشه‌ای در سازمان‌های دولتی وارائه مدل با استفاده از نظریه داده‌بنیاد پرداخته است. هدف از این پژوهش، ارائه مدل رفتار صخره شیشه‌ای در سازمان‌های دولتی براساس تحقیقات اکتشافی-توسعه ای و روش توصیفی بوده است. این تحقیق از روش کیفی و نظریه داده‌بنیاد برای بررسی تجربیات و شرایط زنان در پست‌های مدیریتی بحرانی استفاده کرده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با مدیران زن و تحلیل محتوا جمع‌آوری شد. مراحل تحقیق شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بوده و به شناسایی و تحلیل الگوهای اصلی و فرعی پرداخته است.در این تحقیق به کمک روش نظریه پردازی مبتنی بر داده، مقوله‌های تشکیل دهنده مدل با کدگذاری باز شناسایی و سپس با بهره مندی از کدگذاری مرکزی و انتخابی، مدل موردنظر ارائه شد. جامعه آماری ارائه مدل شامل مدیران زن سازمان‌های دولتی در استان آذربایجان شرقی (متشکل از 15 نفر از مدیران ارشد سازمان‌های دولتی که مطلع و صاحب‌نظر در حوزه مدیریت با قیدهای؛ داشتن تخصص و تجربه کافی، آگاهی عمیق در موضوع پژوهش و وسعت نظر در ارتباط با زمینه پژوهش که دارای سوابق ارزنده علمی، تجربی یا پژوهشی بودند) می‌باشد. در این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد، مدل موردنظر ارائه شد. پس از تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، چارچوب رفتار صخره شیشه‌ای در سازمان‌های دولتی در 3 بعد، 6 مؤلفه و 92 شاخص طبقه‌بندی گردید.این تحقیق به درک عمیق‌تری از پدیده صخره شیشه‌ای در سازمان‌های دولتی کمک کرده و پیشنهادهایی برای بهبود سیاست‌های انتصاب و حمایت از زنان در موقعیت‌های مدیریتی ارائه می‌دهد. نتایج این پژوهش می‌تواند به طراحان سیاست و مدیران کمک کند تا با فراهم کردن شرایط مناسب و منابع لازم، از تجربه‌های منفی صخره شیشه‌ای جلوگیری کنند و به موفقیت زنان در نقش‌های رهبری دست یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معنای موفقیت از دیدگاه نوجوانان با تمرکز بر الگوهای اینستاگرام: یک مطالعه پدیدارشناسی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209879.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با&amp;amp;lrm;هدف بررسی معنای موفقیت نوجوانان دختر و پسر، با تمرکز بر الگوهای فضای مجازی انجام شد. برای انجام پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید. جمعیت مورد مطالعه، شامل دختران و پسران نوجوان ۱۷_ ۱۹ ساله شهر تهران در سال 1402_1403 بود. انتخاب نمونه به&amp;amp;lrm; صورت هدفمند انجام شد و اشباع نظری پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۶ نفر از نوجوانان (۱۵ دختر و ۱۳ پسر) حاصل شد. داده‌های جمع&amp;amp;lrm;آوری شده با روش کلایزی مورد تجزیه &amp;amp;lrm;و تحلیل قرار گرفت و یافته‌ها برای نوجوانان دختر و پسر دربرگیرنده مضامین اصلی، مضامین فرعی و مفاهیم اولیه بود. مضامین اصلی برای نوجوانان شامل معنای موفقیت از نگاه نوجوانان، الگوهای منتخب نوجوانان و ویژگی‌های جذب کننده الگو بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که معنای موفقیت از نگاه نوجوانان به یک زمینه محدود نمی‌شود بلکه این موفقیت‌ها در ارتباط با یکدیگر است که به زندگی نوجوانان معنا می&amp;amp;lrm;دهد. نوجوانان با دنیایی از معانی موفقیت در ذهنشان وارد فضای اینستاگرام شده و برای تایید و به چالش کشیدن معنای موفقیت خود، افرادی را به عنوان الگوی اینستاگرامی برگزیده و در زمینه&amp;amp;lrm;های مختلف موفقیت، در ذهن خود با الگوها همانندسازی کرده و از آن&amp;amp;lrm;ها تقلید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مداخله معنوی و فلسفی در چالشِ عاطفی زنان خانه‌دار بر اساس اصول کتاب دروس معرفت نفس علامه حسن‌زاده آملی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_209949.html</link>
      <description>زنان خانه‌دار، علی‌رغم نقش محوری در خانواده، با چالش‌های متنوعی مواجه هستند. چالش‌ عاطفی زنان خانه‌دار، به دلیل نقش‌های چندگانه و پیچیده‌ زنان در خانواده بسیار حائز اهمیت است. باتوجه‌به اهمیت این موضوع، می‌توان از آموزه‌های فلسفی و عرفانی بزرگان دین و اندیشه، همچون علامه حسن‌زاده آملی، برای ارائه راهکارهای نوین و مؤثر در جهت بهبود وضعیت روحی و روانی این قشر از جامعه بهره برد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به سؤالات زیر است: اصلی‌ترین چالش‌های روانی زنان خانه‌دار به ترتیب اولویت کدام است؟ مداخله معنوی و فلسفی بر اساس کتاب دروس معرفت نفس در هر یک از چالش‌های روانی زنان خانه‌دار چگونه است؟ برای شناسایی چالش‌ها، از عملیات مشاهده و مصاحبه‌ با زنان خانه‌دار و مطالعه مروری سنتژ پژوهی استفاده شده است. برای شناسایی اصول معرفت نفس، بامطالعه کتابخانه‌ای و روش کیفی از نوع شبکه تحلیل مضامین استفاده شده است. پس از تحلیل داده‌ها بر اساس بسامد بالا، یک مداخله معنوی فلسفی مبتنی بر اصول معرفت نفس به روش گروهی طراحی و اجرا شده است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اصلی‌ترین چالش زنان به ترتیب الویت چالشِ عاطفی است. اصل فلسفی فاعلیّت بالعشق سبب ارتقا سلامت معنوی می‌شود و از نظر شناختی، احساس ارزشمندی، افزایش آگاهی از عشق واقعی، افزایش عشق و محبت به همه هستی و افزایش عشق به خود. از منظر اثر انگیزشی سبب افزایش انگیزه کسب کما و در نهایت اثر کنشی فاعلیت در محبت، احساس امنیّت و آرامش، تقویت اخلاق، عفت و ارزش‌های انسانی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش کار خانگی زنان در توسعه اقتصادی خانواده</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210052.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین امور مرتبط با اقتصاد خانواده کار خانگی زنان است. این فعالیت به‌گونه‌ای در خور نگرش بوده که شکل‌گیری نظریات متعددی در باب آن را توسط اقتصاددانان، جامعه شناسان و فمینیست‌ها موجب شده است. علاوه بر این کارخانگی زنان در اسلام نیز مورد توجه بوده و ارزشمند تلقی می‌گردد. با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق با هدف تبیین نقش فعالیت خانه‌داری زنان در توسعه اقتصادی خانواده و چگونگی اثرگذاری این فعالیت توسط زنان بر اقتصاد خانواده، انجام گرفته است. روش پژوهش توصیفی_ تحلیلی بوده و نتایج حاصل از آن نشان می‌دهد کار خانگی زنان دارای ارزش اقتصادی است و زنان با انجام امور خانه‌داری نقش مؤثر و سازنده‌ای در توسعه اقتصاد خانواده ایفا می‌کنند. بدین سبب مدیریت آنان در این امور بسیار حائز اهمیت است. همچنین در این راستا مواردی چون بهره‌وری بهینه از نیروی انسانی، کاهش هزینه‌ها، ایجاد احساس امنیت اقتصادی به عنوان اثرات کارخانگی زنان شناسایی شد که مؤثر بر روند رشد اقتصاد خانواده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ابزارهای اشاعه سیالیت جنسی از منظر سیاست هویت</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210094.html</link>
      <description>با وجود برخورد مشخص با فعل همجنس‌گرایی در نظام‌های دینی، مختصات جدید جنبش همجنس‌گرایی در بافت غربی و توسعه روزافزون آن در دیگر جوامع، مطالعات دقیقی را برای مواجهه با آن طلب می‌کند. با توجه به ماهیت جنبش‌های جدید اجتماعی، &amp;amp;laquo;سیاست هویت&amp;amp;raquo; می‌تواند چارچوب تحلیلی مناسبی برای شناخت این جنبش باشد. لذا در پژوهش حاضر چارچوب نظری سیاست هویت مبنای طرح‌ریزی مطالعه و شناسایی ابزارهای توسعه و اشاعه خط‌مشی همجنس‌گرایی هدف مطالعه قرار گرفته است. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع تحلیل مضمون بوده است؛ جمعیت مورد تحقیق شامل دو گروه 1) کتب و مقالات حوزه جنسیت و سیالیت جنسی و 2) متخصصان و کارشناسان حوزه جنسیت و فرهنگ است. در بخش تحلیل اسناد 5 کتاب و 9 مقاله و در بخش مصاحبه 14 کارشناس با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند برگزیده شده‌اند و تا اشباع نظری فرآیند ادامه یافت. داده‌ها با روش تحلیل اسناد و مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده و با روش تحلیل شبکه مضامین آتراید-استرلینگ مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در بخش یافته‌ها، طبق نتایج 5 مضمون فراگیر، 17 مضمون سازمان دهنده و 128 مضمون پایه به دست آمده است. مضامین فراگیر عبارت‌اند از: &amp;amp;laquo;دستور کار علمی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دستور کار سیاسی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دستور کار حقوقی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دستور کار فرهنگی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دستور کار اقتصادی&amp;amp;raquo;. نتیجه‌گیری: جنبش همجنس‌گرایی با استفاده از ابزارهای متنوعی توانسته است به سطح قابل‌توجهی از توسعه و ترویج گفتمان سیالیت جنسی دست پیدا کند؛ لذا مواجهه با این جریان عمومیت‌یافته، نیازمند شناسایی و استفاده هوشمندانه از ابزارهای متنوع خواهد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی فقهی حقوقی مداخله دولت در حوزه ی خانواده ونظریه مبتنی بر اصل 10 قانون اساسی</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210103.html</link>
      <description>خانواده بنیادی ترین مرکز تربیت نسل انسانی در جامعه از جایگاه بارزی برخوردار است رابطه متقابل تمام دولت ها با خانواده به صورت موثرومستقیم در جامعه تاثیرگذاراست.با توجه به خصوصی بودن این حیطه و ورود هنجارها وناهنجاریها ازحیطه خصوصی خانواده به عرصه ی عمومی جامعه، تداخل حقوق عمومی با حقوق خصوصی در این مورد اجتناب ناپذیر است امروزه مدل های حکمرانی در رابطه با حدود مداخله دولت در نهاد خانواده عملکرد متفاوتی دارند.دولت های لیبرال به حداقل ورود دولت در این نهاد اعتقاد دارند؛ از سوی دیگردول‌کمونیستی قائل به ورود حداکثری درحوزه خانواده اند در این بین حدود مطلوب مداخله دولت اسلامی در نهاد خانواد را می‌توان با مراجعه به اصول و مبانی فقهی هم چون مصلحت،حفظ نظام، ممانعت از ضرر و...همچنین برخی مبانی حقوقی چون: نظم عمومی و اصل تحکیم خانواده مشروعیت بخشید. پژوهشگر با روش توصیفی- تحلیلی وتحقیق درمنابع فقهی حقوقی ودر نظرات رایج مداخلات دولتها درحوزه خانواده به نظریه ی مطلوب مداخله ی دولت مبتنی بر اصل (10)قانون اساسی رسیده است این نظریه براساس شریعت مبین اسلام وبا حفظ شانیت مستقل نهاد خانواده بدون دخالت مستقیم درنهاد خانواده منجر می‌شود.آنگونه که مفاهیم برآمده از متن اصل(10) کاملا اجرایی شده ونظارت آن از طرف دولت درحوزه ی خانواده عملیاتی شود و‌‌براساس اصل(10)قانون اساسی، خانواده واحد بنیادی جامعه معرفی شده است که ازمهمترین وظایف دولت پاسداری از قداست خانواده و استواری واستحکام بخشی به نهاد آن اشاره شده است، همچنین تمام سیاستگذاری ها وبرنامه ریزی ها باید در جهت تسهیل عملکرد خانواده وتحکیم بنیان خانواده باشد. در واقع اجرایی کردن این اصل محدوده ی مداخله مطلوب دولت در نهاد خانواده با هدف رسیدن به تعالی وکرامت خانواده اسلامی رانشان می‌دهد. ونهایتا الگوی عملی مبتنی بر اصل(10) قانون اساسی دررابطه با مداخله ی دولت مانند:اقتدار بخشی به خانواده، حمایت از والدگری وهمسری، بازتعریف شاخص های رشد خانواده اسلامی، تسهیل عملکردهای خانواده و.. ارائه گردید</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کیفی تجربه انصراف از طلاق در زوجین: یک پژوهش داده‌بنیاد</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210128.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تدوین الگوی انصراف از طلاق براساس تجربه‌ی زیسته‌ی زوجین بازگشت-کننده به رابطه‌ی زناشویی انجام شد. روش: این پژوهش با روش داده‌بنیاد استراوس و کربین انجام شد. مشارکت‌کنندگان با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، 7 زوج یعنی 14 نفر، که بدون اجبار به زندگی مشترک بازگشت نموده‌بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع‌آور اطلاعات مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته بود. با مشارکت‌کنندگان با رعایت ملاک‌های ورود و خروج و موازین اخلاقی، مصاحبه انجام شد. برای تچزیه و تحلیل داده ها مراحل کدگزاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. درنهایت عوامل علی، زمینه‌ای، مقوله‌ی هسته‌ای، عوامل تسهیلگر و مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها در الگوی انصراف از طلاق در زیست‌جهان کُردی تعیین شدند. یافته‌ها: در نتیجه‌ی فرایند کدگزاری. 1) شرایط و عوامل علی: (11 کد باز و 3 کد محوری)، . 2) مقوله‌ی هسته‌ای: ( 15 کد باز و1 کد محوری/ 1 کد انتخابی)،. 3) شرایط و عوامل زمینه ای: 6 کد باز و 1 کد محوری )، 4) شرایط و عوامل تسهیلگر/ مداخله‌گر.، الف) شرایط و عوامل تسهیل‌گر: (31 کد باز و 4 کد محوری)، ب) شرایط و عوامل مداخله‌گر: ( 18 کد باز و 3 کد محوری )، 5) راهبردها: ( 13 کد باز و 3 کد محوری )،. و 6) پیامدها: ( 12 کد باز و 1کد محوری/ 1 کد انتخابی )، حاصل شد. در نتیجه ، مولفه‌های عوامل ششگانه با صورت‌بندی منسجم انصراف از طلاق را در زیست‌جهان کُردی به تصویر کشیدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجیگری کارکرد خانواده در ارتباط با طرحواره‌های ناسازگار اولیه و قلدری سایبری نوجوانان</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210205.html</link>
      <description>قلدری سایبری اقداماتی مانند اعمال موهن، به نمایش گذاشتن نظرات آزاردهنده، هک کردن یک حساب کاربری، افشا کردن اطلاعات شخصی دیگران بدون رضایت آنان، آزارگری و فرستادن پیام تهدیدآمیز را در برمیگیرد. هدف از انجام این تحقیق تعیین نقش میانجی‌گری کارکرد خانواده در ارتباط با طرحواره‌های ناسازگار اولیه و قلدری سایبری نوجوانان می باشد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و در زمره تحقیقات توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری در این تحقیق با توجه اهداف در نظر گرفته شده، شامل کلیه‌ دانش آموزان 12 تا 18 ساله شهر یزد می‌باشد. در این تحقیق، از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای - تصادفی استفاده شده است. با همکاری آموزش و پرورش یزد از 10 منطقه سه منطقه به تصادف انتخاب شد و و از هر منطقه به تصادف چند مدرسه انتخاب شد و نهایتا 16 مدرسه انتخاب شد و نهایتا به تصادف از هر مدرسه در بازه ی سنی تحقیق، 24 دانش آموز انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق استفاده از پرسشنامه قلدری سایبری (CBVEQ) آنتیادو کوکینوس و مارکوس (۲۰۱٦)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ(1999) و پرسشنامه کارکرد خانواده مستر(1995) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و ضریب همبستگی پیرسون، آزمون سوبل با بهره گیری از نرم افزار Lisrel استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که میانجیگری کارکرد خانواده در ارتباط با طرحواره‌های ناسازگار اولیه بر قلدری سایبری نوجوانان تاثیر معناداری دارد. بطوریکه یک خانواده مسنجم و با زیر نظام های مستقل و کارآمد می تواند باعث اصلاح و تعدیل طرحواره های ناسالم و نهایتا کاهش رفتارهای ضد اجتماعی مانند قلدری سایبری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تجربه زیسته مادران دارای چند فرزند با تاب‌آوری بالا</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210390.html</link>
      <description>مادران دارای چند فرزند با مسئولیت‌های چندلایه تربیتی، عاطفی و اجتماعی مواجه‌اند که آن‌ها را در معرض فشار روانی قرار می‌دهد. با این حال، برخی از این مادران با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فردی و اجتماعی، تاب‌آوری بالایی نشان می‌دهند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته مادران دارای چند فرزند با سطح بالای تاب‌آوری انجام شد. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسانه انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل مادران دارای سه فرزند و بیشتر بود که بر اساس معیارهای مشخص و به‌صورت هدفمند وارد مطالعه شدند و بر اساس اصل اشباع نظری، در مجموع ۱۵ نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته ۶۰ تا ۹۰ دقیقه‌ای گردآوری و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای اعتباربخشی، بازبینی همتایان و بازگردانی نتایج به مشارکت‌کنندگان انجام گرفت. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج سه مضمون اصلی &amp;amp;laquo;خانوادگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شخصی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;محیطی&amp;amp;raquo; شامل ۲۳ مضمون فرعی و ۵۷ مقوله شد. حمایت همسر و خانواده، ساختار خانوادگی غنی و همدلی به‌عنوان منابع خانوادگی، نقش کلیدی در تقویت تاب‌آوری داشتند. در سطح فردی، عواملی چون آگاهی، عزت‌نفس، منبع کنترل درونی، معنویت و خودمراقبتی برجسته بودند. در بُعد محیطی نیز آموزش، حمایت اجتماعی و فضای مناسب زندگی نقش حمایتی مهمی ایفا کردند. یافته‌ها نشان داد که تاب‌آوری مادران دارای چندفرزند پدیده‌ای چندلایه و پویاست که از تعامل منابع فردی، خانوادگی و محیطی شکل می‌گیرد. این نتایج می‌تواند مبنایی برای طراحی مداخلات روان‌شناختی و اجتماعی با هدف توانمندسازی مادران و ارتقای سلامت خانواده باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی برنامۀ درسی دورۀ متوسطۀ ایران و چین در زمینه ترویج فرزندآوری</title>
      <link>https://cwfs.ihu.ac.ir/article_210924.html</link>
      <description>هدف این مطالعه، تطبیق برنامه‌درسی دوره متوسطه در ایران و چین در زمینه ترویج فرزندآوری است. روش تحقیق تطبیقی کیفی با رویکرد بردی و انتخاب کشورها بر اساس راهبرد نظام‌ اجتماعی مختلف، نتایج آموزشی متفاوت انتخاب شد. داده‌ها به روش اسنادی و با جستجو در وب‌سایت‌ رسمی وزارت آموزش و پرورش دو کشور گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان داد هر دو کشور در مبانی فلسفی تعلیم و تربیت خود بر ضرورت اجتماعی شدن افراد تاکید دارند. اهداف مشترکی در دو برنامه، همچون‌ آماده شدن برای زندگی آینده و تعهد اخلاقی و مسئولیت پذیری در برابر دیگران مشهود است. تشابه محتوای دو برنامه‌درسی در اشاره به سلامت خانواده، بهداشت باروری و مباحث جمعیت شناختی است، اما از نظر فلسفه، در میزان پرداختن به دین و احکام دینی در مباحث آموزشی ازدواج و فرزندآوری دوره متوسطه با یکدیگر تفاوت دارند. هدف رشد روحیۀ مذاکره‌گری و تفکر انتقادی در برنامه‌درسی چین نسبت به ایران برجسته تر است. دروس برنامه مشترک فناوری در چین و احکام در ایران از تفاوت‌های محتوایی برنامه‌درسی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
