پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و گرایش به انواع سبکهای مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه انجام شد. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری، کلیه زنان مطلقه شهر تهران بود. تعداد 30 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه خود متمایزسازی (DSI - R) (اسکورن و فراید لندر، 1999) و مقیاس استاندارد سنجش روشهای مقابله با فشار روانی بود. دادهها از طریق آمار توصیفی (شاخصهای مرکزی و پراکندگی «میانگین و انحراف استاندارد») و آمار استنباطی (آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گامبهگام) تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سطوح خودتمایزیافتگی و سبکهای مقابله با فشار روانی رابطه معنیداری وجود دارد. بر اساس دادههای بهدستآمده از بین سطوح خودمتمایزیافتگی، جایگاه من و خودمتمایزیافتگی (نمره کل) در سطح (01/0 < P) بهصورت مثبت با سبک مقابله متمرکز بر حل مسئله رابطه معنیداری دارد. یافتههای این پژوهش نقش مهم سطوح خودمتمایزیافتگی در زنان مطلقه و رابطه آن با سبکهای مقابله با فشار روانی را نشان داد و مشخص کرد که زنان با سطح خودمتمایزیافتگی بالا به سبک متمرکز بر حل مسئله و زنان با سطح پایین، به سبک متمرکز بر هیجان و اجتنابی گرایش دارند.
زایرزاده، الهه و پیرخالقی، علیرضا. (1393). بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و سبکهای مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه. (e201631). فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، 9(26)، e201631
MLA
زایرزاده، الهه، و پیرخالقی، علیرضا. "بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و سبکهای مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه" .e201631 ، فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، 9، 26، 1393، e201631.
HARVARD
زایرزاده، الهه، و پیرخالقی، علیرضا. (1393). 'بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و سبکهای مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه'، فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، 9(26), e201631.
CHICAGO
زایرزاده، الهه و پیرخالقی، علیرضا، "بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و سبکهای مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه." فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، 9 26 (1393): e201631,
VANCOUVER
زایرزاده الهه، پیرخالقی علیرضا. بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و سبکهای مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه. فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده. 1393;9(26):e201631.